تبليغاتX
چرا دختر؟ "

...بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف ، شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست بر آورده به مهتاب یادم آید تو به من گفتی: - « از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه ی عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش، فردا که دلت با دگران است!» با تو گفتم : -« حذر از عشق!؟ ندانم سفر از پیش تو!؟ هرگز نتوانم نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من، نه رمیدم، نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق، ندانم، نتوانم ..

خودم هم نمی دونم!!!
به دلیل دانشجو بودن به مدت طولانی و قصد ادامه تا مقاطع بالاتر و همچنین عشق به اساتید(واقعآ می خوام سر به تن بعضی هاشون نباشه) یک سری  اصطلاحات اساتیدو جمع کردم  براتون گذاشتم اگه اصطلاحات دیگری هم  بنظرتون می رسه بگید تا بزارم

لغت نامه اساتید دانشگاه

۱. این بستگى دارد به... یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!.

۲.این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى  فهمیده شد. یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!

۳. در این مورد طبق استاندارد عمل 
   خواهیم کرد. یعنى: از جزئیات کار اصلا اطلاع ندارم!

۴. کاملا انجام شده یعنى: تنها راجع به 10 درصد کار برنامه ریزى شده!

۵.  ما تصحیحاتى را روى این درس انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنى: تمام 
            تدریس من اشتباه بوده و من از اول باید شروع کنم!

۶. دراین درس به دلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب هستم. یعنى: تاکنون
            روى پروژه دیگرى کار مى کردم!

۷. ما پیش بینی مى کنیم... یعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!

۸. این موضوع مستند نشده... یعنى: 
  تاکنون به این موضوع فکر نکرده ام!

۹. این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است. یعنى: از نظر من 
       صحبت شما مطلقا غلط است!

۱۰. کل کوشش ما براى این است که 
           دانشجو راضى باشد. یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به 
            دانشجو بگوییم راضى مى شود!

۱۱.روى چند انتخاب به طور هم زمان در حال مطالعه هستم. یعنى: هنوز تصمیم نگرفته
            ام چه کنم!

۱۲. تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم. 
        یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!

۱۳. حالا ما آماده ایم صحبت هاى شما را بشنویم. یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت
            کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام خواهیم داد
            ندارد!

1۴. به علت اهمیت تئورى و عملى این موضوع... یعنى: به
            علت علاقه من به این موضوع

۱۵. بقیه نتایج در جلسه بعدى ارائه مى شود. یعنى: بقیه نتایج را تا دانشجویان فشار نیاورید 

 نخواهیم  داد!

۱۷. ثابت شده که ... یعنى: من فکر می کنم که ...!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 23:55  توسط مرتضی | 

8 دليل ناكامي ايران در المپيك پكن اعلام شد

در پي كسب نتايج ضعيف كاروان ورزشي ايران در المپيك 2008

 پكن، كميته محرمانه اي، طي نشستي با حضور مسوولان

ارشد ورزش كشور، به بررسي علل اين مساله پرداخته و

گزارش نهايي خود را تنظيم كرده است.

اين گزارش، هنوز منتشر نشده ولي خبرنگار عصرايران،

 نسخه اي از آن را به دست آورده است كه حاوي واقعيت هاي شگفت انگيزي است.
متن كامل اين گزارش به شرح زير است
:

البته واضح و مبرهن است كه در المپيك چين، همان طور كه

 رياست محترم سازمان تربيت بدني هم گفته اند، شاهد ناكامي

 نبوده ايم و اتفاقا اعضاي كميته ملي المپيك كه در هفته هاي

 اخير در پكن بوده اند، به صراحت گفته اند كه آنجا خيلي بهشان

 خوش گذشته است. با اين حال از آنجا كه پاسخگويي بخشي

 جدايي ناپذير از مديريت ماست، علل مدال نياوري فقط 53 نفر

از اعضاي كاروان المپيك ايران به شرح زير اعلام مي شود، جهت

 ثبت در تاريخ:

1-
بررسي هاي ما يك واقعيت تكان دهنده را نشان داد و آن هم

جابجايي المپيك 2004 و 2008 با يكديگر بوده است. انصافا اگر

المپيك 2004 امسال برگزار مي شد، ما هم مي توانستيم همان 6

 مدالي كه بچه ها در آتن 2004 گرفتند را بگيريم ولي دست هايي

در كار بود كه اين دو با يكديگر جابجا شوند تا فقط يك سوم مدال هاي

 قبلي را بگيريم.

نكته امنيتي: روابط مشكوك اصلاح طلب نماهاي معلوم الحال با

 كميته بين المللي المپيك به طور جدي بررسي شود.

2-
طرف هاي مقابل ما، با آدم هاي قوي تري آمده بودند و اين اصلا جوانمردانه نبود، آن هم در المپيكي كه بايد مظهر برابري و

 دوستي و صلح باشد.

3-
آرم المپيك خيلي پيچ در پيچ است و حواس بچه ها را بدجوري

پرت مي كرده. اگر به جاي آن پنج حلقه مزخرف، چهار تا خط صاف

 مي كشيدند، آن وقت مي ديديد بچه هاي ما چه غوغايي به راه مي انداختند.

4-
همه كساني كه ما را بردند، از دم دوپينگ كرده بودند نامردا!

 فقط حريفان مراد محمدي و هادي ساعي دوپينگ نكرده بودند

 كه ديديد چه به روزشان آورديم.

5-
راستش را بخواهيد در خيلي رشته ها مي توانستيم برنده

 شويم و مدال بگيريم اما عمداً دستمان را رو نكرديم تا در المپيك

 2012 لندن همه را غافلگير كنيم و الا اگر مي خواستيم

 مي توانستيم همه مدال ها را درو كنيم. اين يك تاكتيك بود!

6-
استكبار جهاني همچنان مانع از برگزاري مسابقات برخي

 رشته هاي مهم در المپيك است زيرا مي داند كه اگر اين

 رشته ها راه بيفتد بايد خودش برود بوق بزند. اگر رشته هاي زوو

، يه قل دوقل، قايم باشك، عمو زنجيرباف! بله؟، گل كوچيك

 توي كوچه بن بست و ... المپيكي شوند، مقام اول المپيك

روي شاخمان است.

7-
دست برخي جريانات سياسي در كار بود كه نگذارند ما آنطور كه بايد و شايد مدال بياوريم. از جمله همانهايي كه پارسال زمستان به تركمنستان گفتند گاز رو قطع كنيد، اين بار هم به چيني ها گفتند مدال ندهيد. واقعا نمي دانيم اين هاشمي رفسنجاني از جان ما چه مي خواهد؟ خاتمي هم با آن بنياد بارانش خيلي مقصر است كه ما نمي خواهيم زياد وارد جزييات شويم. قاليباف هم كه ديگر شورش را درآورده و اصلا يكي از عوامل اصلي شكست هاي ما در پكن همين آدم است. علي لاريجاني هم كه فقط بگذاريد حرف هاي قلنبه سلنبه بزند. اين محمد البرادعي هم كه با آن گزارش هاي دوپهلويش اعصاب همه را خرد كرده است. خاوير سولانا هم كه معلوم نيست كدوم وريه؟ آخه برادر من اگر آدم بدي هستي چرا ريش مي گذاري، اگر هم آدم خوبي هستي چرا اين همه عليه ما پرت و پلا مي گي؟ راستي داشت رحيم مشايي از قلم مي افتاد كه با حرف هاي جنجالي اش، درست در زماني كه بچه ها داشتند به ميدان مي رفتند، روحيه شان را تضعيف كرد والا ما كه 20-10 تا مدال رو همان روز اولي مي توانستيم بگيريم
.

8-
علل ديگري هم وجود دارد كه آنقدر روشن است كه ديگر نيازي به ذكرشان نيست مثل ضعف داوري كه معلوم بود عرب ها داورها را خريده اند، كج بودن زمين و بدي آب و هوا و
...

در پايان پيشنهاد مي شود ضمن مجازات همه عوامل شكست كه در بند 7 به آنها اشاره شد، طي مراسم ويژه اي از علي آبادي، قراخانلو، كفاشيان و ساير عواملي كه ما را در تهيه و تنظيم اين گزارش و كسب دو مدال المپيك ياري كردند، تقدير و تشكر به عمل آيد به ويژه اينكه طبق نظر كارشناسان، مدال برنز كشتي و مدال طلاي تكواندو، مهم ترين مدال هاي المپيك هستند و بقيه مدال ها ارزش چنداني ندارند و آدم بايد دلش پاك باشد
.
در ضمن در اين چند روز گذشته، به عزيزان مسوول ورزش مملكت خيلي بدو بيراه گفته اند كه جا دارد نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي از ملت بزرگ ايران از همه اين عزيزان به ويژه از آقاي علي آبادي عذرخواهي نمايند.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 0:20  توسط مرتضی | 

شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم ''فال قهوه روسی یخ زده'' بگیریم.میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته ''شوهرت واست یه انگشتر میخره'' خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!



یکشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم ''کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس ''ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار!



دوشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی ''ظروف عتیقه''.میگن خیلی جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!



سه شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!



چهارشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس ''بدنسازی'' و ''آموزش ترومپت'' ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر راه یه چیزی بگیر بیار!



پنج شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی ''خسته '' شدم!چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

جمعه:
مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟
زن:ببینم تو واقعاً ''خجالت'' نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟!؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 10:15  توسط مرتضی | 

1- عمر کشور امریکا 300 سال است ، تهران هم تقریبا همین جور

2- امریکایی ها دنیا را دو تکه می دانند ، امریکا + باقی دنیا ، تهرانی ها هم ایران را دو تکه می دانند ، تهران و باقی ایران

3- امریکا و مردمش کاملا با چیزی که در تلویزیون می بینید تفاوت دارند ، تهرانی ها هم همین جور

4- امریکایی ها حاضرند بمیرند ولی موجودی حساب (های) بانکی شان لو نرود ، تهرانی ها هم همین جور

5- امریکایی ها در حقیقت همه از بیرون امریکا آمده اند ولی با این وجود خودشان را از مردم بیرون امریکا بهتر و بالاتر می دانند ، تهرانی ها هم همین جور

6- هم امریکایی ها و هم تهرانی ها هر جا که پول باشد آنجا هستند ...

7- نه امریکایی ها نه تهرانی ها دوست ندارند برای لباس پول خرج کنند ولی بیشتر آنها این کار را می کنند ...

8- هم امریکایی ها و هم تهرانی ها لهجه خودشان رو زیبا تر از دیگران می دانند ...

9- هم امریکایی ها هم تهرانی ها اصولا آدم های آرام و ساکتی هستند ولی گاهی به خاطر حرف این و اون در رو در وایستی می افتند و ممکن است یکی دو تا آدم بکشند ...

10- نه امریکایی ها نه تهرانی ها هیچ کدام به سلامتی شان اهمیت نمی دهند ...

11- هم امریکایی ها و هم تهرانی ها روزی 18 ساعت کار می کنند ولی در همین حال بیشتر از دیگران تفریح می کنند و همین موجب شگفتی (و حسودی) دیگران می شه ...


12- اصولا معامله با امریکایی ها و تهرانی ها کار خوشایندی نیست ولی گریزی هم برای این کار نیست ...

13- امریکایی ها اگر در کاری موفق نشوند ، اهمیت آن کار را پایین می آورند تا زیاد 3 نشود ، تهرانی ها هم همین جور (نمونه برای روشن شدن : قبولی در کنکور ، ترافیک ، آلودگی هوا ، اول شدن در لیگ برتر ووو )

14- هم امریکایی ها هم تهرانی ها آهنگ گوش نمی کنند مگر با آحرین صدای ممکن ...

15- امریکایی ها آدم های مودب رو مسخره می کنند و بزن بهادر ها را حسابی دوست دارند ولی در همین حال بیشتر دانشمند های دنیا در امریکا زندگی می کنند ، تهرانی هم کم و بیش همین جور ...

16- تهران بین شهرهای ایران و امریکا بین کشورهای دنیا هر دو بالاترین میزان تولید آلودگی هوا را دارند ولی به روی خودشان نمی آورند ...

17- امریکایی ها و تهرانی ها هیچگاه چیزی نمی گویند مگر اینکه پول و پله ای در کار باشد ...

18- هم امریکایی ها هم تهرانی ها آرزو دارند دست کم برای یک بار در پمپ بنزین سیگار بکشند .

19- هم امریکایی ها هم تهرانی ها تنها به دو دلیل ممکن است کتاب بخوانند ، اجبار یا سنت شکنی ...

20- تهران و امریکا هر دو زیبا هستند ولی این زیبایی به چشم مردمشان نمی آید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 21:1  توسط مرتضی | 
  سلام دوستان
برنامه و تقویم غذایی هفته
شنبه:چمن های جلوی سلف در حال چیده شدن هستند پس امروز ظهر قرمه سبزی داریم!
۱شنبه:بر اساس اماری که سازمان هواشناسی به ما داده امار قورباغه های سد فرمهین کم شده.پس ظهر خوراک ماهی داریم!
۲شنبه : امروز صدایی از سگ و گربه های جلوی خوابگاه نمی اد.فرا رسیدن خوراک خورش قیمه را به همه شما تبریک عرض می کنم!
۳شنبه : امروز هر چی بیشتر دقت میکنی کمتر صدای کلاغ های ولگرد را می شنوی.باز هم خوراک مرغ!
۴ شنبه : هر چی بیشتر خاک را جستجو می کنی کمتر اثری از زالو ها و کرمها میبینی! اخ جون امروز ماکارونی داریم!
۵شنبه : ترجیح می دم نگم!چون هم شما دیگه قادر به ادامه زندگی نیستید و هم احتمال ترور من بالاتر میره!!!!!!!
جمعه: ظهر تا ساعت ۴ عصر می خوابی تا هم گشنگی یادت بره و هم اینکه با این تیر ۳ نشان بزنی! و صبحانه و نهر وشام را با هم کوفت کنی!!!!!
*********************************************************************
حال با این مطالب(بی مزه) من ایا زنده از این دانشگاه بی مزه بیرون میام؟
نظر سنجی:
کدامیک زود تر مرا به قتل میرسانند؟
۱)رییس دانشگاه
۲)کمیته انظباطی
۳)اشپز سلف
۴ )مدیران سایت
۵)خود کشی میکنم!

1-رشته تغذیه: رشته ای که اشتباهاً جزو رشته های دانشگاهی اومده.آینده شغلی بسیار تیره و تیریکی دارند.در بهترین حالت و در صورتی که شهرداری به فارغ التحصیلان این رشته مجوز بدهد میتوانند اقدام به باز کردن ساندویچ فروشی کنند!ضمناً دانشجویان فوق لیسانس هم میتونند Fast Food بزنند.از بزرگترین دستاورد های علمی این رشته در سالهای اخیر کشف فرمول سس هزار جزیره بوده است!از جمله دروس این رشته:هات داگ-1 هات داگ2 - سوسیس کاربردی- انسان و کالباس و.... میباشد!از بزرگان این علم هم میتوان به اکبر کثیف (ساندویچ فروشی اکبر کثافت) اشاره کرد.
2-مهندسی راه و ساختمان: عمله سابق- دیگه فقط مونده بود کارگر ساختمانی رو دانشگاه ها بدند بیرون که خوشبختانه این امر هم با تلاش متخصصان و دانشمندان ایرانی محقق شد و ما از این به بعد کارگر هم از دانشگاه میاریم! روزی رو تصور کنید که از صبح وانت های شهرداری جولوی دانشکده فنی توقف میکنند و بچه های راه و ساختمان رو میبرند سر ساختمان!در این رشته معیار بهترین دانشجو برای دانشجویانی است که بیشتر از همه بتوانند آجر را به بالا بندازند.دروس این رشته عبارتند از:بیل مقدماتی ? بیلچه- روش های چیدن تیرآهن-فرمولاسیون درست کردن سیمان و.......
3-رشته ادبیات:گیج ترین و گلابی ترین دانشجوهای ایران در این رشته تحصیل میکنند(توصیه میکنم اگر یه وقت دلتون گرفت واسه بازکردنش برید دانشکده ادبیات!)از جمله بزرگترین دانشمندان این رشته حافظ و سعدی و عارف قزوینی و ایرج میرزا! بوده اند که حتی تحصیلات دبیرستانی هم ندارند(علمی که بزرگانش سواد درست حسابی ندارند دیگه معلومه چی میشه....!)از ابهامات بزرگ این رشته این نکته میباشد که انوری بالاخره شاعر قرن پنجم است یا نهم ! فارغ التحصیلان این رشته میتوانند به عنوان مصطفی رحماندوست مشغول به کار شوند! از دروس این رشته: زندگی نامه و آثار حافظ-زندگی نامه و آثار سعدی-زندگی نامه و آثارنظامی-زندگی و آثار فرخی سیستانی و یزدی و شمالی و بلوچی و.....!
4-رشته مهندسی صنایع:رشته ای که فقط اسمش مهندسی صنایع می باشد وگرنه دانشجویان این رشته مهندسی صنایع دستی هم بلد نیستند چه برسه....تا به امروز شخص قابل ذکری در این رشته مشغول به تحصیل نبوده و شاید معروف ترین دانشمند این رشته امیر حجوانی باشد که با رتبه 40000000000 مشغول تحصیل در رشته مهندسی صنایع می باشد!
5-رشته مهندسی کامپیوتر:خدا پدر مادر مخترع کامپیوتر رو بیامرزه که اگه اون نبود الان تعداد دانشجوهای این مملکت به نصف تقلیل پیدا میکرد.این روزا دیگه عادی ترین جمله ای که از یک دانشجو شنیده میشود این است: کام میخونم! نکته جالب در مورد این رشته تفکیک آن به دو گرایش نرم افزار و سخت افزار میباشد که دانشجویانی که تبحر خاصی در زمینه Fifa2006 و Max.p و .... دارند وارد گرایش نرم افزار و کسانی که میتوانند با انگشست شصت پایشان دکمه Power کامپیوتر را بزنند وارد گرایش سخت افزار میکنند.فارغ التحصیلان این رشته حوالی خیابان جمهوری مشغول فروختن CD میباشند!از دروس این رشته:بیل گیتس شناسی 1 ? سی دی مقدماتی-تفاوت Monitor و TV و....
6-رشته پرستاری:رشته ای که یک دنیا حرف و حدیث پشت سرشه!ولی یکی از اساسی ترین رشته های دانشگاهی می باشد که اگه نبود اونوقت دانشگاه تبدیل به مکانی بیروح میشد(تصور کنید اونوقت کیا مثل سگ پا میدادند؟کیا......!)رشته ای که به معنای واقعی کلمه بیگاری می باشد(صبح ساعت 6 باید با خرج خودشون به بیمارستان های عمومی برند و شیفت وایسن و عصر هم تا ساعت 8 شب در دانشگاه کلاس دارن!!!) چندی پیش هدیه تهرانی به عنوان پرستار نمونه انتخاب شد!از دروس این رشته عبارتند از:راه و روش هیجان بخشی به بیمار- لطافت عملی ?سوند 1-فشار 2-جیگر 3 و ...
7-داروسازی:نفس-زندگی-بهترین رشته دانشگاهی.رشته ای که هیچ نقطه ضعفی ندارد.تنها نکته منفی این رشته دانشجویانش میباشند که از سال سوم به خاطر آشنایی با انواع داروهای نئشه آور مشغول پاک کردن شیشه های فضا پیما میباشند!!!(البته دختراشم خدایی آخر ضد حالن!)کسانی که در این رشته تحصیل میکنند همشون از بزرگان جامعه هستند!تنها رشته ای که هنوز خز نشده و اون به این دلیل می باشد که هرکسی رو توش راه نمیدن و فقط آدم باحال ها رو راه میدن(پسراشو میگم!) از دروس این رشته:فارمالوژی-فارماتو گرافی-فارماسی-فارما توپیک-شیمی!
میخواستم حال بروبچ رشته های دندان و ریاضی محض و مهندسی هوا فضا رو هم بگیرم که سردمداران این رشته واسم سیبیل گرو گذاشتند که اذیتشون نکنم و اینا.-۱

 

درآخر دوستان عزیزی که میل میدن و فحش میدند لطف کنند رشته اشون رو هم ذکر کنند!!!

در ضمن خودمم نرم افزار می خوانم بچه های خودمون دیگه خواهشن فحش ندن!!!

نوبت به رشته های دیگه مخصوصآ پتو پشمی (همون پترو شیمی) و اچار کشی (مکانیکم می رسه)


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 22:6  توسط مرتضی | 

سيزده جمله كليدي پزشكان

۱* اين بيماري شما بايد فوري درمان بشه
يعني من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه اين بيماري خيلي ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتيبش رو بدم!
۲* خوب بگيد ببينم مشکلتون از کي شروع شد
يعني من از بيماريتون چيزي نفهميدم و نظري ندارم و اميدوارم شما خودتون سرنخي به من بدين!
۳* يک وقت ديگه از منشي براي آخرهاي اين هفته بگير
يعني من امروز با دوستام دوره دارم، بايد زودتر برم. بزن به چاک!
۴* هم خبرهاي خوب و هم خبرهاي بد براتون دارم
يعني خبر خوب اينه که من قراره يه ماشين جديد بخرم و خبر بد اينکه شما بايد پول اونو بدين!
۵* من به اين آزمايشگاه اطمينان دارم؛ بهتره آزمايشهاتون را اونجا انجام بدين
يعني من 40% از پول آزمايش بيماراني را که به اونجا معرفي مي کنم, مي‌گيرم!
۶* دارويي که براتون نوشتم داروي خيلي جديديه
يعني من دارم يه مقاله علمي مي نويسم و مي خوام از شما مثل موش آزمايشگاهي استفاده کنم!
۷* اگه تا يک هفته ديگه خوب نشدين يه زنگ به من بزنين
يعني من نمي دونم بيماريتون چيه؟! شايد خود به خود تا يک هفته ديگه خوب بشه!
۸* بهتره چند تا آزمايش تکميلي هم انجام بدين
يعني من نفهميدم بيماريتون چيه. شايد بچه‌هاي آزمايشگاه بهتون کمک کنن!

۹* اين بيماري الان خيلي شايع هست
يعني اين چندمين مريضيه که اين هفته داشتم. بايد حتما امشب برم سراغ کتابهاي پزشکي و درباره آن مطالعه کنم!
۱۰* اگه اين عوارض از بين نرفت, هفته ديگه زنگ بزنين وقت بگيرين
يعني تا حالا مريضي به اين سمجي نداشتم. خدا را شکر که هفته ديگه مسافرتم و مطب نميام!
۱۱* فکر نمي کنم رفتن به فيزيوتراپي فايده‌اي داشته باشه
يعني من از فيزيوتراپيستها نفرت دارم؛ نرخهاي ما رو شکستن!
۱۲* ممکنه يک کمي دردتون بياد
يعني هفته پيش دو تا مريض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!
۱۳* فکر نمي‌کنيد اين همه اضطراب روي اعصابتون اثر گذاشته باشه
يعني من فکر مي کنم شما ديوونه هستين و اميدوارم يک روانشناس پيدا کنم که هزينه‌هاي درمانتون رو باهاش قسمت کنم!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 16:49  توسط مرتضی | 
فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشي: اينكه سالمي يا مريض.


اگر سالم هستي، ديگه چيزي نمونده كه نگرانش باشي؛ اما اگه مريضي، فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشي: اينكه دست آخر خوب مي شي يا مي ميري.


اگه خوب شدي كه ديگه چيزي براي نگراني باقي نمي مونه؛ اما اگه بميري، دو چيز وجود داره كه نگرانش باشي: اينكه به بهشت بري يا به جهنم.


اگر به بهشت بري، چيزي براي نگراني وجود نداره؛ ولي اگه به جهنم بري، اون قدر مشغول احوالپرسي با دوستان قديمي مي شي كه وقتي براي نگراني نداري!
پس در واقع هيچ وقت هيچ چيز براي نگراني وجود نداره

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:7  توسط مرتضی | 

سلام

بازم مشروط شدیم

 

 

چگونگي پيداكردن همسردرشهرهاي مختلف

حالت اول:شمامردهستيد.
۱-رشت.
بدون اينكه به خودتان برسيد درشهر راه ميفتيد.اولين چشمك رازير سبيلي رد مي كنيد وبه راهتان ادامه ميدهيد.كم كم به خيابان اصلي ويك جاي شلوغ ميرسيد.حال وقت اين است كه انتخاب كنيد.آنقدر زن ودخترهست كه باشما رابطه برقرار كندكه نگو.مشكل اينجاست كه اينها هيچكدام همسر شمانخواهندبود.بلكه يك شب رابيشتر باشما نميگذرانند.
۲-اصفهان.
وقتي شلوار خودرامي پوشيد مقداري اسكناس طوري درجيبتان بگذاريد كه ديده شود.حال به خيابان پرجمعيتي برويد وازماشين پياده شويد.خواهيد ديد كه عده اي حاجاقا به سمت شما ميايند وازشمادرخواست مي كنند كه يك شب رادرمنزل آنها بگذرانيد.بادي به غبغب خود بيندازيد وبا بي اعتنايي بگوييد كه بايد هرچه سريعتر به فرودگاه برسيد تا پروازتان به آمريكا وكارخانه اي كه درآنجا داريد كنسل نشود.بعدبه راهتان ادامه بدهيد.بعدازچند ثانيه چوبي به سرتان ميخورد وشمادزديده ميشويد.وفرداي آن روز كه به هوش مياييد مي بينيد هزار سفته راانگشت زده ايد كه روحتان ازآنها خبرنداشته است.
۳-قزوين.
اگرجرات داريدبه خودتان برسيد ودرشهر قدم بزنيد.نمي دانيد اينها چيست كه به در باسنتان ميخورد، .درشهر قحطي زن است وهيچ زني پيدا نميشود.اما مردهاي مهرباني دارد كه همه ازشما ميپرسند براي چه به شهر آمده ايدووقتي ميگوييد براي پيدا كردن همسر،نمي دانيد چرااز خودشان تعريف ميكنند.احتمال خوردن چوب درسرتان دراينجا بسيار بيشتر ازجاهاي ديگراست.اما نگران نباشيد بعداز اينكه هرروز تابه هوش آمديد چوبي به سرتان خورد ودوباره ازهوش رفتيد بالاخره دلشان راخواهيد زد وبعداز چندسال  شمارا دور خواهند انداخت.
نكته۱:دراين لحظه مواظب پيرمردهاي قزويني باشيد.زبان چرب ونرمي دارندودوباره شمارا اغفال خواهندكرد.
۴-تبريز.
درشهر راه ميفتيد وبه اولين كسي كه ميرسيد ميگوييد من براي پيداكردن همسرآمده ام.اونگاهي به شما ميكند وميگويد:ها؟شمادوباره حرف خودرا تكرار مي كنيد اما هنوز حرفتان تمام نشده آن مردراهش را ميگيرد وميرود.شما ماست ميشويد وبه راهتان ادامه ميدهيد.به اولين زني كه ميرسيد ازاو تقاضاي ازدواج مي كنيد واوبه شما ميگويد:ندارم.خدابده.اما بيا اين ۵تومني رابگير.بار ديگربه راهتان ادامه ميدهيد.بعداز ۲روز به تيمارستان مي رويد وهمانجا ماندگار ميشويد.
۵-تهران.
بادوستانتان راه ميفتيد ودر جستجوي همسر درخيابانها با ماشين بوق ميزنيد.بعدازچند دقيقه چنددختر زيبا به شما پا ميدهند.باآنها دوست ميشويدودسته جمعي به گشت وگذار درخيابانها ميپردازيد.دوستان شمادوست دخترشما رادرماشين ميمالانند.(شماهم همين بلا راسردوستان آنها درحال آوردن هستيد.)ناگهان گشت بسيج جلوي شما راميگيرد وهمه رابه پاسگاه ميبردوبعداز دختران ميخواهند هركدام با دوستشان ازدواج كنند.دراين لحظه شماباژيلا (كه بعدميفهميد اسمش سكينه است)ازدواج خواهيدكرد.
نكته۱:اين ازدواج اجباري خواهدبود.
نكته۲:بعدها هروقت كه به همسرتان گفتيد من خربودم،نفهم بودم كه تورا به زور به من دادند ازشما ميخواهد يادازدواج عشقولانه تان بااو بيفتيد وبخاطر بياوريد كه چه اتفاق جالبي منجر به ازدواج شماباهم شد.

حالت دوم:شمازن هستيد.
۱-رشت.
مگراين نيلوفر وشيماي جنده ميگذارند تا شمايك نفررا پيدا كنيد تابا اوازدواج كنيد.هرمردي را ميبينيد يك نفر سريعتر اورا ميقاپد.چقدر دوستان شما نامرد هستند.ياد مهناز ميفتيد كه دوست پسرتان رااز چنگ شما درآورد.دلتان خنك ميشود كه شماهم قبلا همين بلا راسر يكي ديگر آورده بوديد.شديدا دلتان مردميخواهد براي همين به ميدان شهر ميرويد وبه هرمردي ديديد چشمك ميزنيد.بعداز چند ساعت كه كسي گيرتان نمي آيد مجبور ميشويد يك پسر ۱۴ ساله راتور بكنيد وباخودتان به خانه بياوريد.
نكته۱:ازدواج ديگرچيست؟
نكته۲:بالفرض هم كه ازدواج كرديد مگر فرقي ميكند؟
۲-اصفهان.
ازگرسنگي درحال مرگ هستيد.به پدرتان سپرده ايد كه هروقت پسر پولداري ديد سريعا اورا بقاپد.اما مگرپسرپولدار پيدا ميشود؟ ديروز بامادرتان به خانه حاج عبدالرزاق رفته بوديد پسرش يك چشم نداشت اما پدرش خيلي پولدار است.وسوسه شده ايد تابااو ازدواج كنيد.به پدرتان التماس ميكنيد تا كاري كند بااو ازدواج كنيد اما پدرتان براي شما آرزوهاي بزرگتري دارد.اوميخواهد با پسر حاجي خلخالي ازدواج كنيد .حاجي خلخالي درحال مرگ است وشمابامرگ اوبه ارثيه قابل توجهي خواهيدرسيد.
۳-قزوين.
مادرتان هرروز درحال گريه است.پدرشماروزانه چندپسررابه عنوان مهمان به خانه مياورد وبه شما ومادرتان اصلا توجهي ندارد.بعداز مدتي بالاخره همراه مادرتان از قزوين كوچ مي كنيد.
۴-تبريز.
درحال دانه دادن به مرغ وجوجه ها هستيد كه پدرتان اعلام ميكند براي شما خواستگارآمده.به داخل اطاق مي آييد وهمسر آينده تان را ميبينيد.ازپدرتان مي پرسيد آيا اوقادر به تخم گذاشتن هست؟ پدرتان نگاهي به شما ميندازد وبعد ميگويد نميدانم وبعدبه طرف خواستگارشما وپدرش ميرودوازآنها همين سوال را ميپرسد؟خواستگار شمابلندميشود وتا ميتواند زور ميزند.به محتوياتي كه ازكونش بيرون ميايد كاري نداريد.مهم اينست كه قادر به تخم گذاري نيست.بنابراين به خواستگارتان جواب منفي ميدهيد.خواستگارشما درحاليكه گريه ميكند فرياد ميكشد كه ميرود دانشگاه وتخم گذاشتن راياد ميگيرد.وشماهم به او ميگوييد هروقت تخم گذاشت برگردد.به حياط بازميگرديدودستي به سرمرغتان ميكشيد كه به يادشما آورد كه چنين چيزي از خواستگارتان بپرسيد.
۵-تهران.
به خودتان به طرز وحشتناكي ميرسيدوبا دوستان به سرخيابان ميرويد ودرانتظار اتو مي مانيد.اولين ماشينها چون پرايد،پيكان وپژو هستند به درد نميخورند.بعدازمدتي يك بنز جلويتان مي ايستد.خودرابه داخل آن پرتاب ميكنيد.بعد از يك ساعت پرسه زني بااكراه شماره موبايل اورا ميگيريد وبعداز يك روز صبر كردن تا فكرنكند خيلي ازاو خوشتان آمده به او زنگ ميزنيد وخودرا معرفي مي كنيد.دوستي شمايك ماه طول ميكشد.بعداز يك ماه ازاو ميخواهيد باشما ازدواج كند كه اواز اينكار سر باز ميزند.بنابراين نقشه اي طرح ميكنيد وبعدبه بهانه اينكه خانه شما كسي نيست از او ميخواهيد به منزل شمابيايد.اوهم ازخداخواسته از يكساعت قبل جلوي خانه شما تلپ مي ايستد وبعدخودرابه خانه شما ميندازد.ودرهمان ابتداي كارلباسهاي خودرا درمياورد وبا شورت راه ميرود.وبعدكه ميبيند شما چيزي نمي گوييد خيلي طبيعي روي مبل مي نشيند وبه شما ميگويد يك سي دي قشنگ آوردم بذارم؟شما ميگوييد:بله.واو بلا فاصله فيلم را ميگذارد.خاك برسرش.اين كه فيلم سوپراست.به رويتان نمياوريد.ودركنار او مينشينيد ووقتي اوازشما پرسيد:آيا تا به حال ازاين فيلمها ديدي؟ جواب منفي ميدهيد.او نميداند شما بزرگترين كلكسيون فيلم سوپر رادارا هستيد.اوطوريكه شما متوجه نميشويد،دستش راروي بدن شما مانور ميدهيدوبعداز مدتي لباسهاي شمارا درمياورد.وقتي هردو لخت شديد موقع اجراي نقشه است.پس شما علامت ميدهيد وناگهان پدر،برادرهاي تان،پسرعمو وعموتان،پسرخاله وشوهرخاله تان و… به داخل خانه ميريزند.پسرك هرچه ميخواهد فرار كند موفق نميشودوفاميل شما به او حمله ميكنند واو را ميگيرند.
نكته۱:عروسيتان مبارك.
نكته۲:هميشه به شوهرتان سركوفت بزنيد كه براي شما چه خواستگارهايي كه نبوده وشمابه اجبار بااو ازدواج كرده ايد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 16:32  توسط مرتضی | 
تاپایان امتحانات تعطیل

                     (خطر مشروطی و اخراج)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 19:1  توسط مرتضی | 
بدين وسيله نتيجه مطالعات و تحقيقات انجام شده برای مقابله با موش به این شرح اعلام مي‏گردد: ...

با توجه به اينكه اخيرا در برخي از خانه ‏هاي دانشجويي موش مشاهده شده و موجبات سلب آسايش و آرامش و گاهي رعب و وحشت دانشجويان عزيز را فراهم كرده است، بدين وسيله نتيجه مطالعات و تحقيقات انجام شده برای مقابله با موش به این شرح اعلام مي‏گردد:
به محض مشاهده موش در اتاق، يكي از این اقدامات را انجام دهيد:
1- روش كاملا دانشجويي: پس از هماهنگي با هم اتاقي هايتان، با كشيدن جيغ بلند، دسته جمعي در را باز كنید و از اتاق خارج شويد و ديگر هرگز به آن اتاق باز نگرديد.

2- روش سرخپوستي: مقداري وسايل آتشزا را وسط اتاق جمع كنید و آتش بزنيد تا موش با دود آن خفه شود. سپس موارد بند «1» را اجرا كنيد.
3- روش معرفتي: به موش بگوييد که در صورت خارج نشدن وي خودكشي خواهيد كرد. اگر با معرفت باشد، از اتاق خارج خواهد شد. در غير اين صورت، موارد بند «1» را اجرا كنيد.

4- روش تعارفي: به موش تعارف كنيد كه شب را پيش شما بماند. احتمالا شرمنده می شود و تعارف شما را نمي‏پذيرد. در صورتي كه تعارف را پذيرفت، بند «1» را اجرا كنيد .

5- روش دموكراتيك: پس از شرح فوايد گفتمان براي موش، از او خواهش كنيد که اتاق را ترك كند. اگر موش قبول نكرد، بند «1» را اجرا كنيد.

6- روش نه چندان دانشجويي: يكي از گربه ‏هايي را كه در كوچه در پی غذا مي‏گردد براي شام به منزل خود دعوت كنيد.

7- روش كمپينگ: در ميان دوستانتان، هر كدام را كه خانه بهتری دارد انتخاب كنید و به صورت دسته جمعي تا آخر ترم به خانه او برويد. در صورتي كه در خانه آنها هم موش مشاهده شد، به بند «1» مراجعه كنيد.

8- روش روانشناسي: به كارهاي روزانه خود بپردازید و به موش بي ‏محلي كنيد. او احتمالا ناراحت می شود و خارج خواهد شد. در صورتي كه اين کار جواب نداد، راهي جز مراجعه به بند «9» براي شما باقي نمی ماند.

9- روش فاشيستي: مقداري از كباب سلف دانشگاه را در مسير او قرار دهيد تا از آن بخورد . اين روش احتمال خطا ندارد. موش حتما خواهد مرد و اصلا نيازي به مراجعه به بند «1» نداريد . Hello 







+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:36  توسط مرتضی | 
شما یک *بلاگر را دق می دهید اگر :



* : بلاگر = بلاگ نویس = نویسنده وبلاگ = نویسنده تارنما


1- به منم سر بزن!

2- چون "به منم سر بزن" خیلی تابلوست از روشهای دیگری استفاده می کنید .......................من یه کیف پول تو بلاگم پیدا کردم مال شما نیست؟!

3- کامنت میگذارید که : بعدا/آفلاین میخونمش .

4- با 60 جور اسم مختلف کامنت میگذارید .

5- آدرس بلاگ خود را در کامنتدونی اشتباه وارد می کنید .

6- فکر میکنید اصلا لازم نیست کامنت خود را قبل از فرستادن یکبار خوانده و حداقل غلطهای املایی را اصلاح کنید .

7- تنها یک خط از نوشته را خوانده ( معمولا خط آخر یا اول ) و درباره آن فیلسوفانه نظر میدهید .

8- عملا کامنت چرت و پرت میگذارید طوریکه خودتان هم نمیفهمید .

9- فکر میکنید که با سرزدن به یک بلاگ یا کامنت گذاشتن نویسنده آن بلاگ را مدیون دنیا و آخرت خود میکنید.

10- در قبال هر یک کامنتی که در بلاگی میگذارید حساب نویسنده وبلاگ را بدهکار کرده وبا شمارش کامنتهایی که وی برای شما میگذارد طلب خود را میخواهید .

11- کامنت دونی را محل تسویه حسابهای شخصی دانسته و در صورت لزوم آن را به چاله میدان تبدیل میکنید .

12- چه روز ملی استقلال بورکینافاسو باشد چه عید نوروز ، شما به هر حال دوره افتاده و به هر مناسبتی به دیگران تبریک یا تسلیت میگویید .

13- اگر نویسنده وبلاگ پسر و شما دختر هستید در کامنتدونی وی را داداشی ، داداش گلم و غیره خطاب میکنید .

14- اگر نویسنده بلاگ دختر و شما پسر هستید وی را دوست خوبم ، دوست عزیزم و غیره خطاب میکنید .

15- اگر نویسنده وبلاگی دختر بود حتما هر چند وقت یکبار به وی یادآوری میکنید که : از این نوشته ت معلومه دنبال شوهر میگردی .

16- قبول نمیکنید که اگر شما با نوشته های بلاگی حال میکنید به معنی آن نیست که نویسنده آن بلاگ هم با شما حال میکند یا باید بکند .

17- واقعا اعتقاد دارید که وجودتان به عنوان خواننده خیلی اهمیت دارد .

18- معتقدید که دوستتان باید در نوشته های بلاگش حتما افکار و عواطف شما را در نظر بگیرد و ضمن پرهیز از خدشه دار کردن احساسات شما هفته ای یکبار نوشته ای در مدح شما و اینکه چه دوست خوبی هستید بنویسد .
19 – نمیتوان به شما فهماند که وبلاگ هر شخص محل خصوصی وی برای ابراز نظرات شخصی ست و هر کسی حق دارد هر نظری داشته باشد ولو اینکه دوست شما باشد .

20- در کامنتدونی بلاگ دوستتان که با اسم مستعار می نویسد شرح مبسوط مهمانی دیروز را با ذکر اسامی اشخاص و اماکن و شماره تلفن ها یادآوری میکنید .

21- بلاگر یک روز خر شده و ادرس بلاگش را حضورا به شما داده ، حالا شما به هرکس میرسید میگویید راستی این آدرس بلاگ فلانیه ها .

22- بعد از هر پست بلاگ دوستتان به هر نحو ممکن با وی تماس گرفته و ضمن ابراز "متاسفم برات اصلا فکر نمیکردم اینجوری باشی" و بقیه ملحقات ، روان وی را منهدم میکنید .

23- کلیه نکات قابل بحث بلاگ دوستتان را یادداشت کرده اید و آماده اید که در اولین فرصت خفتش کنید .

24- هفته ای یکبار با حضور بقیه دوستان جلسه برای بررسی بلاگ دوستتان برگزار کرده و دقت میکنید که هیچ نکته ای از قلم نیفتد .

25- به محض آنکه احساس کردید نوشته های یک وبلاگ به سمت + 18 میل میکند ، اگر نویسنده دختر بود ابتدا در کامنتدونی سوابق کامل تربیت خانوادگی خود را به طور مشروح بیان کرده و ضمن ابراز انزجار اعلام میکنید که چقدر این حرفها قباحت دارد و آن را اصلا در شان خود نمی بینید و برای اطمینان بیشتر یک " پرروی دریده" هم اضافه میکنید . سپس روزی 20 بار به آن بلاگ سر میزنید .

26- اگر نویسنده پسر بود کامنت میگذارید که : ایول داداش دمت گرم خیلی باحال گفتی ، سپس روزی 20 بار به آن بلاگ سر میزنید .

27- شما در وبلاگ های مردم راه می افتید و ID هایشان را برداشته و Add میکنید و روزی 60 تا آف چرت و پرت send to all برایش میفرستید بدون آنکه زحمت معرفی به خودتان بدهید .

28- فکر میکنید که چون خودتان هم یک وبلاگ دارید حق دارید مورد بالا را انجام بدهید .

29- چون فکر میکنید که داشتن خرصد تا لینک بلاگ شما را باحال نشان میدهد لینک همه را گذاشته سپس آنها را هم وادار میکنید که لینک شما را بگذارند .

30- فکر میکنید که چون عشقتان کشیده و لینک یک وبلاگی را در وبلاگ خود گذاشته اید نویسنده آن بلاگ باید بسیار خوشحال شده و ضمن اهدا صد تومان شدیدا از شما تشکر کند .

31- برای وبلاگ همسایه کامنت گذاشته و دعوا میکنید که چرا لینک شمسی خانوم را بالاتر از لینک اصغر آقا گذاشتی ولی لینک من پایین تر از لینک کامبیز است .

32- بعلت احساس باحالی بیش از حد وبلاگ مردم را بیخودی پینگ میکنید تا دیگران هم یاد و خاطره خواهر و مادر شما را گرامی بدارند .

33- الان لبخند زده اید و دارید فکر میکنید که چه کارهای دیگری بلد هستید .

34- تصمیم گرفته اید که بلای بهتری سر من بیاورید .

35- الان تصمیم تان عوض شد .

36- تصمیم گرفتید که در کامنت دونی بنویسید که : هه هه خیلی باحال بود که یعنی این وصله ها به شما نمی چسبد .




موارد پیشنهادی:

- کامنت میگذارید که :سلام / موفق باشی .........لینک دادم بهت
- یا : وب قشنگی داری به منم سر بزن

- یا حتی : سلام. پستت رو نخوندم ولی با حال بود!! کلان با حال می نویسی. با تبادل لینک چه طوری؟؟ قول بده سر بزنی

- راستی لینک شدیا؟ دوست داشتی منم لینک کن...منتظر حضور سبزت هستم !!! چندتا هم ماچ و بوس و گل و اینا !

- آدرس بلاگتان را موقع کامنت گذاشتن وارد نمیکنید و فکر میکنید که طرف حتما یادش میماند که شما کدوم هستید و آدرس بلاگتان را از حفظ است ( خودم )

- فکر می کنید هرچقدر بیشتر قربون صدقه بروید و عزیزکم و عسلم گلم بکار ببرید نویسنده زودتر صمیمی میشود و سریعتر لینک شمارا میگذارد ()

- یکبار که کامنت دادید و +کن نات فایند + شد صفحه ؛فکر میکنید کامنتتان سیو نشده و ان را شونصد بار دیگه سند میکنید و صاب بلاگ بد بخت باید 599 تای اضافه را پاک نماید


پ.ن. 1 : قسمت قبلی :

پ.ن. 2 : برای کلیه موارد مثال عینی موجود می باشد .

پ.ن. 3 : کماکان موارد پیشنهادی شما با ذکر نام اضافه خواهد شد .

پ.ن. 4 : لطفا قبل از دادن هرگونه فحش و فضیحت در کامنتدونی دقت کنید که خود اینجانب هم در بلاگهای دیگر خواننده محسوب میشوم بنابراین در کلیه موارد بالا اینجانب نیز لحاظ شده ام

(البته چند تا پیشنهاد داشتیم پست بعدی حتمآ می زارم)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 15:50  توسط مرتضی | 

نامه تركهابه خدا

شهرداري تبريزطي اعلاميه اي ازتمام مردم آن شهروروستاهاي اطراف خواسته بود هرحرفي به خدادارند طي نامه اي بنويسند وبه شهرداري بفرستند تاتمام آنها با سفينه اي به آسمان فرستاده شود.درزير قسمتهايي ازاين پيامهاي كوتاه راميخوانيد:
-خدايا خواهشا زودتر ظهوركن ومارااز دست اين كل ممد نجات بده.بسكه هرشب خروپف ميكند تا۱۰ تا خانه آنطرفتر نميتوانيم بخوابيم.
-شهرداري منطقه۹ به تعهدات خودش عمل نميكند.چاله هاي كوچه خيابان روز به روز بيشتر ميشود.ازخدا تقاضاي رسيدگي داريم.
-تازگيها روي دماغم دمل چركي در آمده است.به دكترمراجعه كردم واومرا شخصاتنقيه كرد متاسفانه خوب نشدم.چكاركنم؟
-ميرآب ده بالا ازبعضيها پول ميگيرد وآب بيشتري به زمينشان ميدهد.شكايت كرديم جواب نداد.به كجا مراجعه كنيم؟
-خدايا كاري بكن گاوم دوقلو بزاد.اگراينكاررابكني قول ميدهم تازاييد هردو را همانجا سرببرم وبه همه ده غذا بدهم.
-خدالعنت كند يزيد راكه شماراكشت.من نميدانستم.وقتي فهميدم خيلي گريه كردم.
-مرگ بر آمريكا.مرگ بر اسراييل.واي اگر خدا حكم جهادم دهد.ارتش دنيا نتواندكه جوابم دهد.(ازطرف بسيجيان مسجد تركهاي مقيم تبريز)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 17:38  توسط مرتضی | 
شما خواننده را دق می دهید اگر :

1 - اعتقاد دارید که یک وبلاگ از دو قسمت اصلی مطلب و word verification تشکیل شده . انقدری هم که دومیش مهمه اولیش مهم نیست .

2 - از همه توانایی تان برای پنهان کردن کامنتدونی استفاده کرده اید .

3 - تنها با کسب اجازه محضری از نویسنده افراد می توانند برای شما کامنت بگذارند .

4 - در پایین هر مطلب می نویسید نظر یادتون نره .

5 - برای اینکه تابلو نباشد گاهی می نویسید نظر شما چیه؟

6 - یک آهنگ بلک متال یا آهنگ سریا لهای درپیت را با بلندترین صدای ممکن روی بلاگتان می گذارید .

7 - هرگونه ابزار برای قطع آهنگ را حذف می کنید یا در گم و گورترین جای بلاگ میگذارید.

8 - رنگ زمینه بلاگ شما سبز فسفری ست و با قرمز در آن می نویسید .

9 - پس از اعتراض خوانندگان ، رنگ زمینه را با قرمز تغییر داده و با سبز می نویسید .

10 - از انواع عکس های چندش در قالب بلاگ خود استفاده می کنید .

11- در بلاگی که زن و بچه مردم رفت و آمد میککنند یی هو یک عکس بی ناموسی می گذارید تا خواننده آنرا در حضور خواهر و مادر خود یا مثلا در سایت دانشگاه باز کند و مستفیض شود .

12 - برای نشان دادن کلاس خود مطالبی به زبانهای فرانسه ، اسپانیولی ، عبری ، اسپرانتو ، سواحیلی و ....... میگذارید سپس دنبال کسی میگردید تا آنها را ترجمه کند که حداقل خودتان بفهمید .

13 - یک بلاگ با اسم دختر تهرونی میزنید و در آن هر روز شرح مبسوط پیشرفت تحصیلی خود در حوزه علمیه را می نویسید .

14 - تازه به دانشگاه رفته اید و فکر می کنید که خیلی مهم است که همه بدانند اون پسر مو فرفریه امروز چی پوشیده بود یا اینکه شما چطور جلوی دختر ها به استاد ضدحال زدید .

15 – هر هفته برای بلاگهای همسایه جشن تولد میگیرید .(منم میخوام برای ازی بلا بگیرم)

16 - در وبلاگ خود که زمینه آن سیاه است می نویسید که چقدر از زندگی چندشتان می شود و از آدمها متنفرید و اینکه امشب قصد خودکشی دارید . سپس این مطلب را هفته ای یکبار در بلاگ خود میگذارید .

17 - برای پسر یا دختر همسایه مطالب عشقولانه می نویسید و عکس قلب و کبوتر می گذارید .

18- پسر یا دختر همسایه به شما محل نمیگذارد و شما اشعار غم انگیزناک می نویسید و عکس اشک و شمع و قلب تیرخورده می گذارید .

19 - تعدادی کلمه را بدون هیچ رابطه منطقی و بدون فعل و فاعل و مفعول کنار هم میگذارید سپس فکر میکنید که خیلی آخرش هستید و با همه فرق می کنید .

20 - ناغافل ویارتان میگیرد و یی هو می زنید بی خبر بلاگ را پاک می کنید .

21 - عمیقا اعتقاد دارید که خواننده کیلو چند؟

22 - حتی ذحمت یک بار خاندن آنچه نوشته اید را به خودتان نمی دهید تا حداقل را تسهیح کنید(تو همین خط دقت کن) 

23 - روزی سه بار بلاگ خود را پینگ می کنید . ( فقط پینگ نه آپ )

24 - به محض ورود به بلاگ شما یک باکس باز میشود با این مضمون که : " به سلااااااام چطوری خوبی خانوم بچه ها خوبن بفرمایین تو تورو خدا دم در بده و ...."

25 - موقع خروج ازبلاگ شما باکسی با مضمون : " نه جون تو اگه بذارم بری این تن بمیره بمون .... باشه برو ولی قلبمو شکستی هرگز نمی بخشمت " دیده می شود .

26 - در بلاگ شما تعدادی قلب یا گنجیشک یا هر جینگولک دیگری به دنبال ماوس حرکت می کند .

28 – با ورود به بلاگ شما این یارو پیرمرده که لباس آبی داره ظاهر شده و اعصاب خواننده را رنده میکند.

29 – هفته ای یکبار اسم و قالب بلاگ خود را عوض میکنید .

30 - دارید لبخند می زنید و فکر میکنید که کدامیک از این موارد در بلاگ شما وجود دارد .


موارد پیشنهادی :

- تک تک کامنتها را بررسی کرده و به آن پاسخ میدهید .

- با اضافه شدن تعداد ویزیتورهایتان کم کم باور میکنید که از بعضی نواحی یک فیل افتاده اید و واقعا تحفه هستید .

- حالا اگه بلاگتو نمیخوای ثبت کنی نکن ، این آرم به این گندگی چیه؟!






توجه 1 : برای کلیه موارد مثال عینی موجود می باشد .

توجه 2 : در هیچ کجای مطلب فوق گفته نشد که اینجانب این کار ها رو نمی کنم .

توجه 3 : موارد پیشنهادی شما اضافه خواهد شد
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 16:43  توسط مرتضی | 
ايرانيهاعقيده دارند كه درشب سال تحويل ،عمونوروز به ديدن آنها ميايد وبراي هركدام هديه اي مياورد.اما مدتي است كه عمونوروز به ايران نيامده.ميخواهيد بدونيد علتش چي بوده؟
۱.عمو نوروز درتهران
زن بلندميشود ومردراازخواب بيدارميكند.
زن:مردپاشو صدا مياد.
مرد:بذاربخوابم.من نبودم.
زن:دِ ميگم پاشو انگاردزد اومده.
مرد:چي؟دزد اومده؟
مردبلندميشود وشورتش راميپوشدوبه آرامي به هال ميرود وبرق راروشن ميكند:
مرد:مرتيكه تواينجا چيكارميكني؟
عمو نوروز:سلام عرض كردم.بنده عمو نوروز هستم.
مرد:عمو نوروز ديگه كيه؟اومدي دزدي؟پدرتو درميارم.بگير
عمو نوروز:آخ به خداراست ميگم.شمااشتباه گرفتيد.
عمو نوروز يك فصل كتك مفصل ميخورد وفرار ميكند.
۲.عمو نوروز در رشت
زن صدايي ميشنود.بدون اينكه بگذارد مرد بلند شوداز تخت پايين ميايد.وبه هال ميرود وعمو نوروزرا ميبيند.
زن:سلام جيگر.چرا اومدي اينجا.من تو اطاق بودم.
عمو نوروز:سلام.ببخشيد انگار ازخواب بيدارتون كردم.
زن:فداي سرت.بيا بريم تو اطاق كناري.عمو نوروز:ميشه بگيدبريم اونجا چيكار؟
زن:خاك توسرت.نميدوني؟بيا من بهت ياد ميدم.(لباسهايش رادرمياورد و....)
عمو نوروز:چيزه.آخه من كاردارم اما… كدوم اطاق بريم؟
عمو نوروز تا صبح آنجا ميماند وآن سال هيچ هديه اي به كسي داده نميشود.
۳.عمو نوروز در مشهد
دومرد كه هردو برادرند دراطاق خوابيده اند.كه يكي بيدارشده وديگري رابيدار ميكند.
اولي:پاشو.انگاردزد اومده.
دومي:جان من؟ببين باخودش چي آورده ازش بدزديم.
اولي از لاي درنگاهي به هال ميكند وميگويد:اوهو.يك كيسه همراهشه.توش پرازجنسه.
دومي:من ميرم ببينم ميتونم يك جوري كيسه شو بدزدم يانه؟
دومي به آرامي درتاريكي به هال ميرودوجوريكه عمو نوروز حواسش نيست كيسه اورا ميدزدد.وبعدهردو خودرابه خواب ميزنند.
عمو نوروز:اِ.كيسه ام كو؟الان كه اينجا بود.اي داد بيداد.اگر گم بشه هديه بقيه را ازكجا بيارم؟
مشهديها همچنان خودرابه خواب زده اند.
۴.عمو نوروز دراصفهان
عمو نوروز مشغول چيدن هداياست كه اصفهاني از اطاق پشتي به هال ميايد:
اصفهاني:سلام عرض شد.خدا عمرتون بده.آقا به خداما نيازمنديم.احتياج داريم.آره بازم بذار.بچه كوچيكم چندروزه آپانديسش عود كرده پول نداريم پول دكترشوبديم.آره همون اسباب بازيه.براي بچه ام ميخوام.مابدبختيم.اصلاٌ كيسه رابذار.خداپدرومادرتون رابيامرزه.خوب ديگه امري ندارين.دست شما دردنكنه.(اصفهاني عمو نوروز رادرهمان حال كه مشغول صحبت بااوست به بيرون خانه ميبردودرراازرويش ميبندد.)خداحافظ.
عمو نوروز دست خالي بيرون خانه ميماند.
۵.عمو نوروز درقم
عمو نوروزدر خانه مشغول چيدن اسباب بازي است كه شيخي ازاطاق واردميشود.
شيخ:السلام عليكم ورحمةا… .خدمت شمابرادر عزيز عرض كنم كه اين عروسكهاي بي ناموسي را اينجانگذاريد.قباحت دارد آقا.اصلاٌ مانيازمند نيستيم كه شما نصف شبي به اينجا تشريف آورده ميخواهيد به ما كمك كنيد.البته من آدرس چندنيازمند رادارم وهمه هداياي شمارابه نفع ايشان ضبط خواهم كرد.
عمو نوروز بازهم دست خالي بيرون خانه ميماند.
۶.عمونوروز درزاهدان
عمو نوروز تاداخل خانه ميشودميبيند چندنفر مشغول كشيدن ترياك هستند.
معتاد اولي:شلام داداش.شي برامون آوردي؟كوكٍ كوك شي الهي.
عمو نوروز:سلام.ببخشيد كه مزاحم شدم.چندتا اسباب بازيه.الان ميذارم ميرم.
معتاددومي:چي چي راميژارم ميرم؟بمون يك دود بگير بعدبرو.
عمو نوروز:آخه كاردارم.
يكي ازمعتادها بلندميشود واوراپاي منقل مياورد
معتاداولي:بشين بابا يك پك بكش.ببين چه حالي داره.
به زور چند پك به عمو نوروز ميدهند.عمو نوروز گيج ومنگ مينشيند.
۷.عمو نوروز دربرره
عمو نوروز مشغول گذاشتن هدايا روي تاقچه است كه شيرفرهاد با چوبش فرياد كشان به طرف او يورش برده ويكي محكم ميزند توي سرش.عمو نوروزبيهوش ميشود.
سالارخان:آرومتر پسرم.وكشتيش.
سحرناز:هاااا.بذار وكشش.ويامده بودي خانه ما دزدي؟ها؟(يكي بالنگ كفش محكم ميزند توي سر عمو نوروز)
كيانوش:اين كار شمااصلا درست نيست.اين داشت اسباب بازي ميذاشت توخونه.من ميگم ممكنه عمو نوروز باشه.
شيرفرهاد:لال وشو.بازاز خودت حرف سياسي دروكردي؟
شادونه خانوم:اِوا.خاك وچوك.ميگم بيان دزد كشونش وكنيم.
شيرفرهاد:هااااااا.نوشد.ياور طغرل وگفته بايد دزدهارا وبريم ژاندارمري.
دست وپاي عمو نوروز را ميبندندوبه ژاندارمري ميبرند.
۸.عمو نوروز در قزوين
عمو نوروز مشغول گذاشتن هداياست كه اكبرآقا وارد ميشود.
اكبرآقا:پدرسگ آمدي دزدي؟
اكبر آقا به زور عمو نوروز رالخت ميكند و....
اكبرآقا:ها…خوبه.دزدي ميكني ها…كاري كنم ديگه هوس دزدي نكني…...........؟؟
عمو نوروز درحال گريه كردن است.
بله.دليل نيامدن  عمو نوروز به ايران همينهاست.
+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 17:58  توسط مرتضی | 

 همیشه دختر که نشد

خوب حالا بعضی از خصوصیات پسرا:

1:هر وقت می خوان پیشناهاد دوستی بدن روشون نمی شه(اما برایه کارایه دیگه روشون میشه)

2:وقتی هم دوست می شن به همه می گن تو با بقیه فرق داری(البته این دیگه تکراری شده)

3:یا می گن من اولین باریه که با یه دختر دوست شدم و هرگز ولت نمی کنم (اره جونه عمه هاشون)

4:همیشه می گه من راست می گم بقیه دروغ می گن(و همیشه بر عکسه همه راست می گن اون دروغ میگه)

5:می گن تو تنها دختری هستی که من ازش خوشم اومده(اره معلوم نیست به چند نفر اینو گفتن)

6:یا می گن همیشه به فکرتم(حتی تو خواب این دیگه خیلی ضایع

هست)

7:یکی دیگه از دروغاشون اینه که می گن زندگی بدون تو برام ممکن نیست(اره زندگی بدون ما براش اصلا ممکن نیست خودتون خوب می دونین دیگه لازم به گفتن نیست)

8:همیشه یه دوست دختر اصلی دارن بقیه همه فرعیه به اون فرعی ها می گن تو اصلی ترینشونی(اره دیگه کاروون سرا دارن)

9:همیشه هم بخاطره دخترا با مامان باباشون دعوا می کنن (البته تو خواب)

10:همیشه و به همه می گن بخاطره تو از کارو زندگیم زدم تا تو رو ببینم یا با تو حرف بزنم(اینو دیگه هیچ خری باور نمی کنه چون پسرا اصلا کارو زندگی ندارن)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 12:32  توسط مرتضی | 

طالع بینی دانشجویی

متولدين فروردين ماه: دختر يا پسر فرقي نمي كند، شما بايد بدانيد چون در ماه اول سال به دنيا آمده ايد و كنكور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار مي شود، روز امتحان دير از خواب بيدار مي شويد، بعد در ترافيك گير مي كنيد واحتمالاً از كوچه كه رد مي شويد زني با يك سطل آب كف از شما استقبال خواهد كرد (به عبارتي بدرقه) از تمام اين مخاطرات كه بگذريد، جلوي حوزه امتحاني متوجه گم شدن كارت ورود به جلسه تان مي شويد بنابراين توصيه مي شود بيخود دنبال دردسر نرويد و از هرگونه تلاشي براي رسيدن به مقاطع بالاتر دانشگاهي خودداري كنيد!

متولدين ارديبهشت ماه: اول، قدم نورسيده را به مامان و بابا تبريك مي گوييم. تو اگر دختر باشي، اسمت يا نيره است يا حكميه و اگر پسر باشي اسمت يا هوخشتره است يا آريوبرزن (البته گوسفندان اسمهاي ديگري هم دارند)، متولدين اين ماه خيلي بي جنبه اند، آخر لزومي ندارد به بقالي سر كوچه تان پز بدهي كه بعد از يازده سال فوق قبول شده اي، خبر قبولي را احتمالاً در مراسم خاكسپاري يكي از بستگان مي شنوي و چنان قهقه ه اي ميزني كه گوركن با بيل و صاحب عزا با دسته بيل به دنبالتان خواهند دويد

.

متولدين خردادماه: همانطور كه از اسم ماه تولدتان پيداست، دچار درس خواندن افراطي از نوع طالباني مي باشيد (همان خرخوان خودمان) دخترهاي خردادي يك روز قبل از كنكور ارشد برايشان خواستگاري پيدا مي شود (آنهم كچل پلاك ليزري نمره قبرس)، پس بهتر است كه دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهاي خردادي بدهند (كه براي پنجمين بار امتحان مي دهند).

متولدين تيرماه: يك خبر خوش به شما خواهد رسيد. لطفاً جنبه داشته باشيد، هيچ ربطي به كنكور ارشد ندارد چون هنوز دو سه ماهي تا امتحان باقي مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاييدن گاو پدربزرگتان مي باشد يا تصويب طرح افزايش وامهاي دانشجويي. فعلاً بهتر است بي خيال فوق شويد. هر وقت گاو پدربزرگتان تخم دو زرده گذاشت، آنوقت در امتحان شركت كنيد. مطمئن باشيد قبول مي شويد.

متولدين مردادماه: داوطلب گرامي ستاره بخت شما در دسترس نمي باشد. لطفاً جهت اطلاع بيشتر با دفتر نشريه يه چيزي بهتر، بخش طالع بيني و فالگيري، تماس بگيريد.

متولدين شهريور: اشتباه نكنيم بايد رشته ي هنر باشيد دختر يا پسر خوبم هيچ گنجي بهتر از يك تيپ عجيب و غريب و هيچ عزتي بالاتر از اينكه موهايت را دم اسبي ببندي، وجود ندارد. ناصحم گفت: «كه جز تيپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: اي ناصح عاقل هنري بهتر از اين فوق به چه درد مي خورد؟! مهم تيپه، كه آخرشي.

متولدين مهرماه: متولدين مهرماه، يا پسرند يا دختر (البته يك سري موجودات ديگر را هم شامل مي شود، كه مد نظر ما نيستند)، دخترها بعد از گرفتن ليسانس در كارگاههاي قاليبافي مشغول به كار خواهند شد و پسرها اگر پشتكار داشته باشند، به شاطر خوبي تبديل مي شوند. بنابراين خانمها در رشته فرش و آقايان در رشته بسكتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.

متولدين آبان ماه: تو احتمالاً يا ترانه پانزده سال داري و يا سكينه شانزده سال و يا اصغر يازده سال، پس توصيه مي شود كه هر وقت به سن قانوني رسيديد، برويد سراغ اين جور امتحانها، فعلاً شيرتان را بخوريد

واما اذر ماه تولد خودم:

متولدين آذرماه :ای جووونمم..... عجب اختر بختي داريد آذريها! پسرهاي متولد آذر، روز امتحان عاشق مي شوند و شكل خانه هاي سياه پاسخنامه بي شباهت به قلب (نيزه اش فراموش نشود) نخواهد بودالبته نیاز به درس خوندن ندارن چون آذریها خیلی با هوشن )منو میگه(واما خانمها شما در دانشگاه هوشنگ آباد سفلي در يك رشته نيمه پاره وقت شبانه با مدرك معادل، تحت نظر دانشگاه پيام نور (البته با گواهي ISO هفت و هشت هزار) قبول خواهيد شد. لابد توقع داريد تحويلتان هم بگيرند. (مواظب خودت باش نابغه!)

متولدين دي ماه: دوست عزيز متأسفانه طالعتان خيلي بد است. شما يا شش سال پشت كنكور مي مانيد يا هشت سال. اگر شش سال پشت كنكور مانديد كه حتماً دوسال ديگر هم خواهيد ماند و سال هشتم قبول مي شويد، ولي روز اعلام نتايج دچار عارضه قبلي (منظور همان قلبي است) خواهيد شد و جان به جان آفرين تسليم خواهيد كرد. با توجه به هزينه زياد كفن و دفن خواهشمنديم روي دست پدر و مادر خرج نيندازيد، ماه همين جوري شما را دكتر قبول داريم!!

متولدين بهمن ماه: متولدين اين ماه بايد قبل از اينكه صبح زود از خواب بيدار شوند، توي رختخواب نرمش سنگين انجام داده، بعد 35 دقيقه خميازه بكشند (كمتر از حد اعتياد) و مجدداً بخوابند. اين كار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهيد تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهيد. قبولي شما را آن هم با رتبه تك رقمي تضمين مي كنيم

متولدين اسفند: عزيز دلم، اسفند، بدترين زمان ممكن براي به دنيا آمدن است، ـ آخه، عزيز من،ماه قحطي بود ـ چون امتحان كارشناسي ارشد در اين ماه برگزار مي شود. پسرهاي متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در رياضی پس از چند ترم آب خنك خوردن در پژوهشكده ي ماهاني به همان مدرك ليسانس راضي مي شوند و دختر خانمها اگر كمتر سريالهاي بيمزه تلويزيون را نگاه كنند، قبولي ارشد جلوي پاي آنهاست، اگر نمي بينند به چشم پزشك مراجعه كننند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 13:58  توسط مرتضی | 
سلام بی معرفت ها انتی معرفت ها!

ببینیم چه نکته هایی رو باید رعایت کنیم تا سفر خوبی داشته باشیم.

پس با ما همراه باشید:

۱- اولين و مهمترين نکته اينه که هيچ توالتی توالت خونهء خود آدم نميشه!

۲- هيچ غذايی مطمئن تر از غذای خونه نيست! گفته باشم! يه موقع نريد يه جايی غذا بخوريد که بعدش مجبور بشين تا يه هفته رخت خوابتون رو کنار توالت پهن کنيد!!!

۳- دستتون رو توی هر سوراخی نکنيد!

۴- اگه شده با دماغتون آب بخوريد بخوريد ولیاز ليوان کس ديگه استفاده نکنين!

۵- آقايون موقع شام هی فِرتُ فِرت پياز نخورن که شب کار دست خودشون بدن و مجبوربشن صبح برن غسل کنن! (نکته کنکوری)

۶- بعضی وقتا پول غذا،بستنی يا هر کوفت و زهرمار ديگه رو شما حساب کنيد که بعداً پشت سرتون نگن طرف آويزون بود

۷- نماز رو حتماً بخونين! چون شکسته ست! به نفعتونه! (اگه يه موقع درحين سفر رفتين اون دنيا سر پل سراج(ببخشيد صراط) يقه تون رو نگيرن!(

۸- الکی واسه هرچيزی خون نجس خودتون رو کثيف نکنين!

۹- پولاتون رو بذارين توی جيب زيرشلواری تون! (عند