![]() |
![]() |
|
| خودم هم نمی دونم!!! |
|
در راستاي اينكه ازدواج يكي از مواردي است كه امروزه خواب و خيال جوانان پاك و متين را از ایشان سلب نموده است، راههای رسیدن به همسر در زير جهت استفاده شما عزیز دل برادر معرفی شود
مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بيبي صغراي معروف و آبجيجون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونههاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوهاي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم. خلاص مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بريد جلو و خيلي مودبانه باهش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانهاي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدا اگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين مثل همين زمان رفتار كنين و برين دانشجو بشين و توي دانشگاه با يكي سر حرف رو باز كنيد و بعد كمكم ازش خوشتون بياد و بعد براش نامه بنويسيد و يواشكي بهش بديد و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بيسروصدا عقد بشين و سر كلاس همش به هم نگاه كنيد مثل زمان آينده رفتار كنيد و به دوست دخترتون بگين يك نفر براتون پيدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون يه شاخه گل بخريد و بريد خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اينكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشيد روش خشنتري هم هست كه بايد يك شيشه اسيد بخريد و بريد سر راه طرف و تهديدش كنيد كه يا زنتون بشه يا شيشه اسيدو روي خودتون ميريزيد و يا اصلا ميشه هيچكدوم ازين دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسير عادي زندگي رو طي كرد بعله دیگه به تعداد انگشتان یک دست راههای رسیدن به همسر وجود دارد انشاالله هر روز یک روش را خواهم گفت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 0:54 توسط مرتضی |
|
|
دخترها توی ماهيتابه روغن ميريزن پسرها توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن توی ماهيتابه روغن ميريزن توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن چند تا فحش ميدن دنبال كبريت ميگردن با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد! ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن دنبال نمكدون ميگردن نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن نمكدون رو پر از نمك ميكنن صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون سريع برميگردن توی آشپزخونه تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن ماهيتابه رو ميندازن توی سينك دنبال ظرفهای مسی ميگردن قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن چند تا فحش ميدن و بلند ميشن نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 0:50 توسط مرتضی |
|
|
اول بگم که 37 تا راه هست يکيشو خودم کشف کردم اونم وارد کردن ايميل اشتباه واسه عضويت تو خبرنامه هست ( البته اونايي که عمدا اشتباه مينويسن ، با عرض پوزش از کساني که به عمد نيست اين کارشون) ۳۶ راه حالگيری: ﴿مژده ، مژده!!! نه ببخشين منظورم اينه كه توجه ، توجه! خوندن اين مطلب برای اشخاص زير ۱۸ سال منع قانونی و شرعی و اخلاقی و ادبی و سياسی و اقتصادی و ... خلاصه ممنوعه! ولی اگه هم كسی خواست بخونه و زبونم لال ﴿نچ نچ نچ﴾ زير ۱۸ سالشه ، هيچ اشكالی نداره! من راضيم!﴾ راه ۱: روزهای تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ﴿اين روش برای افرادی كه غير از ساديسم ، رگه هايی از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!﴾ راه ۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارين تا جلويی ها زودتر راه بيفتن! راه ۳: وقتی می خواين برين دست به آب ، با صدای بلند به اطلاع همه برسونين! راه ۴: وقتی از كسی آدرسی رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از يه نفر ديگه بپرسين! راه ۵: كرايه تاكسی رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاری پرداخت كنين! راه ۶: همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين! راه ۷: جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين! راه ۸: توی اتوبان و جاده روی لاين منتهی اليه سمت چپ با سرعت ۵۰ كيلومتر در ساعت حركت كنين! راه ۹: وقتی عده زيادی مشغول تماشای تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين! راه ۱۰: از بستنی فروشی بخواين كه اسم ۵۴ نوع از بستنيها رو براتون بگه! راه ۱۱: در يك جمع ، سوپ يا چايی رو با هورت كشيدن نوش جان كنين! راه ۱۲: به كسی كه دندون مصنوعی داره بلال تعارف كنين! راه ۱۳: وقتی از آسانسور پياده ميشين دكمه های تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين! راه ۱۴: وقتی با بچه ها بازی فكری می كنين سعی كنين از اونها ببرين! راه ۱۵: موقع ناهار توی يك جمع ، جزئيات تهوع و ﴿گلاب به روتون﴾ استفراغی كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين! راه ۱۶: ايده های ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين! راه ۱۷: بوتيك چی رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين! راه ۱۸: شمعهای كيك تولد ديگران رو فوت كنين! راه ۱۹: اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين! راه ۲۰: وقتی كسی لباس تازه می خره بهش بگين خيلی گرون خريده و سرش كلاه رفته! راه ۲۱: صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين! راه ۲۲: روی ماشينتون بوقهای شيپوری نصب كنين! راه ۲۳: وقتی دوستتون رو بعد از يه مدت طولانی می بينين بگين چقدر پير شده! راه ۲۴: وقتی كسی در يك جمع جوك تعريف می كنه بلافاصله بگين خيلی قديمی بود! راه ۲۵: چاقی و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوری كنين! راه ۲۶: بادكنك بچه ها رو بتركونين! راه ۲۷: مرتب اشتباهات لغوی و گرامری ديگران هنگام صحبت رو گوشزد كنين و بخندين! راه ۲۸: وقتی دوستتون موهای سرش رو كوتاه می كنه بهش بگين كه موی بلند بيشتر بهش مياد! راه ۲۹: بچه جيغ جيغوی خودتون رو به سينما ببرين! راه ۳۰: كليد آپارتمان طبقه ۱۳ تون رو توی ماشين جا بذارين و وقتی به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايی از مازوخيسم در بر داره!﴾ راه ۳۱: ايميل های فورواردی دوستتون رو هميشه برای خودش فوروارد كنين! راه ۳۲: توی كنسرتهای موسيقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنين! راه ۳۳: هر جايی كه می تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توی دستكش دوستتون بهتره!﴾ راه ۳۴: حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توی قنددون بذارين! راه ۳۵: نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنين! راه ۳۶: دوستتون كه پاش توی گچه رو به فوتبال بازی كردن دعوت كنين! راه ۳۷: عكسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا كنين! راه ۳۸: پيچهای كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين! راه ۳۹: با يه پيتزا فروشی تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشی روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين! راه ۴۰: شيشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض كنين! راه ۴۱: موقع عكس رسمی انداختن برای هر كس جلوتونه شاخ بذارين! راه ۴۲: توی ظرفهای آجيل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارين! راه ۴۳: شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين! راه ۴۴: توی روزهای بارونی با ماشينتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشين! راه ۴۵: توی جای كارت دستگاههای عابر بانك چوب كبريت فرو كنين! راه ۴۶: جای برچسبهای قرمز و آبی شيرهای آب توالت هتل ها رو عوض كنين! راه ۴۷: يكی از پايه های صندلی معلم يا استادتون رو لق كنين! راه ۴۸: توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چی شعر بلده بخونه! راه ۴۹: چراغ توالتی كه مشتری داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين! راه ۵۰: ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطی پاتی بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 0:48 توسط مرتضی |
|
|
پسري که خاطرخواه شماست (آخ کجايي خاطرخواه !) و واقعاً شما را دوست داره، دست به اين کارا مي زنه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 0:39 توسط مرتضی |
|
|
خانمي که خاطر خواه شما بشه و واقعاً شما رو دوست داشته باشه اگه از ايل و تبار واتو واتو هاي اصيل باشه دست به اين کارا مي زنه سعي مي کنه کمکتون کنه تا دوست دختراي جديدي پيدا کنيد که اگه تو اين دام بيفتيد هم اون و همه دختراي اطرافتون ، همه رو از دست دادين.(بچه ها مواظب باشين |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 0:27 توسط مرتضی |
|
| درباره وبلاگ |
سلام من مرتضی هستم امیدوارم از خواندن مطالب این وبلاگ لذت ببرین وخوشتون بیاد درغیراین صورت احتمالآ بدسلیقه هستید. خوشحال میشم نظرهاتونم بدونم. اما:
گل بگو ، گل بشنو هرکسی می خواهد _ وارد خانه پرعشق صفایم گردد_ یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند. شرط واردگشتن شستشوی دلهاست شرط ان داشتن یک دل بیرنگ وریاست می نویسم : ای یار خانه مااینجاست تاکه سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست ؟ ؟ |
| پیوندهای روزانه |
|
دختری از کردستان آخی چه نازه TiTiSH شقایق خانم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
|
| پیوندها |
|
3 تا دختر بد(ضد پسر) غم و تنهایی.......... دختری از مشرق دیار دوستی(مریم خانوم) پشه لگد شده ماندانا خانوم پسر جهنمی درامد اینترنتی کلیک کن آخی چه نازه TiTiSH(مریم ) برای دلم(راضیه خانم) |
|
RSS
چت آنلاين - |