![]() |
![]() |
|
| خودم هم نمی دونم!!! |
|
با تو بودن هميشه پرمعناست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 12:5 توسط مرتضی |
|
|
سلام دوستان چند وقت نبودم مطلب جديدي نزاشتم تو وبلاگ ولي منتظر مطالب طنز و عاشقانه باشيد
بي معرفتا چرا نظر نمي دين؟ يعني ارزش يه نظر هم نداره؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 17:40 توسط مرتضی |
|
|
دعاها می کنم هر شب که مهرش از دلم افتد به دل آهسته می گويم الهی بی اثر باشد!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 13:48 توسط مرتضی |
|
|
به شوق دیدن تو روزا رو میشمارم
از اخر قصمون کسی خبر نداره
وقتی که دیگر رفت...من به انتظار أمدنش نشستم... وقتی که دیگر نمی خواست مرا دوست بدارد...من دوستش داشتم... وقتی که او تمام کرد...من شروع کردم... وقتی که او تمام شد...من شروع شدم... و چه سخت است تنها و رهگذر شدن... و چه سخت است اینکه هیچکس تو را دوست نداشته باشد...
خوب سخت ديگه نه؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 21:38 توسط مرتضی |
|
|
1. نظرت راجع به دخترها چيست جواب :دخترها دو دستهاند: يا خوشگلند يا درس خون 2. نظرت راجع به دوست داشتن چيست جواب: دوست داشتن مثل پاک کن سر مداد نوکيه! يا اينقدر دلت نمياد ازش استفاده کني تا گم ميشه يا اينقدر گازش ميگيري تا هيچي ازش نميمونه! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 21:42 توسط مرتضی |
|
|
يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه می شکنه .يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه .يه قناری بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه .يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه .يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمی چسبه .يه دفتر نقاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی نداره .يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه .يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه .يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه .چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ، جفت کبوتر عاشقی مثل من باشی ، شنونده آواز قشنگت من باشم ، لبای کوچيکت رو من خندون کنم ، نقاش دفتر خاطرات من باشم ، پاکی قلبت رو با سلامت عشقم معنی کنم ، و فقط از اينکه به من تکيه می کنی احساس مسئوليتم بيشتر ميشه .به من نگاه کن، همان گونه که اولين بار نگاهم را دزديدی و من عاشق این دزد نگاه شدم دزد نگاهی هراسان ، به من نگاه کن ، درست به چشمانم می دانم که تازه ازسفر برگشته ای می دانم که وقت نمی کنی دلت برايم تنگ شود ولی من از دلتنگی تمام وقتها بر گشته ام حالا که آمده ای در نگاهم حرفها نهفته است جاده رو به رفتن است من مسافرم |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم شهریور 1384ساعت 22:8 توسط مرتضی |
|
| درباره وبلاگ |
سلام من مرتضی هستم امیدوارم از خواندن مطالب این وبلاگ لذت ببرین وخوشتون بیاد درغیراین صورت احتمالآ بدسلیقه هستید. خوشحال میشم نظرهاتونم بدونم. اما:
گل بگو ، گل بشنو هرکسی می خواهد _ وارد خانه پرعشق صفایم گردد_ یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند. شرط واردگشتن شستشوی دلهاست شرط ان داشتن یک دل بیرنگ وریاست می نویسم : ای یار خانه مااینجاست تاکه سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست ؟ ؟ |
| پیوندهای روزانه |
|
دختری از کردستان آخی چه نازه TiTiSH شقایق خانم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
|
| پیوندها |
|
3 تا دختر بد(ضد پسر) غم و تنهایی.......... دختری از مشرق دیار دوستی(مریم خانوم) پشه لگد شده ماندانا خانوم پسر جهنمی درامد اینترنتی کلیک کن آخی چه نازه TiTiSH(مریم ) برای دلم(راضیه خانم) |
|
RSS
چت آنلاين - |