![]() |
![]() |
|
| خودم هم نمی دونم!!! |
|
دو رنگ و نامرد نبودم ببخش که عاشقت بودم خسته و دل سرد نبودم ببخش که مثل تو نشد خيانتو ياد بگيرم اگر که گفتم به چشات بزار واسه تو بميرم ببخش اگه تو گريه هام دو رنگي و ريا نبود اگر که دستام مثه تو با کسي آشنا نبود ببخش اگه تو عشقمون کم نمي زاشتم چيزي رو ببخش که يادم نمي ره اون روزاي پاييزي رو لياقت دستاي تو بيشتر از اين نبود عزيز نه نمي خوام گريه کني براي من اشکي نريز لياقت چشماي تو نگاه ِ پاک ِ من نبود(تقديم به تمام بي معرفتها ) (م ز) |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1384ساعت 19:53 توسط مرتضی |
|
|
ای نازنین لبانت را از خنده باز کن
تا بتوانم عشق را درسرخی وقشنگی لبانت دریابم
وبایک بوسه مزه عشق را بچشانم
و پشت میله های قفس غم آوارگی ایم را احساس نکونم
تا از بیهودگی نجات یابم
ای نازنین اگه تو بخواهی از من جدا شوی
آسمان چشم ها یم ابری خواهد شد
تیرگی آن را می پوشاند
و قطره قطره اشک را بر گونه ام نمایان می کوند
بیا که تنها نگاهم به دنبال توست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:28 توسط مرتضی |
|
(( دوستت دارم ))
( د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند .
( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد .
( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی .
( ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم .
( ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست .
( د ) : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .
( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری .
( ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد .
( م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 23:30 توسط مرتضی |
|
|
مهريه
عصر شكار: 20 كيلو گوشت دايناسور، 40 كيلو گوشت اژدها.
عصر كشاورزي: 24 دست تبر سنگي، 24 دست تيغه و داس جنگي.
عصر فلز: 70 ورقه مسي، 50 تا خنجر مفرغي و سرگرز آهني.
عصر بخار: 30 هزارتومان، يك جلد قرآن.
عصر صنعت: 1 ميليون پول، 14 سكه طلا، يك اتومبيل.
عصر كامپيوتر: هم وزن عروس خانم سكه طلا!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 16:16 توسط مرتضی |
|
|
اجازه هست ،بازم تو خواب ،بوس بکارم کنج لبات
يه شعر تازه تر بگم ،به ياد شرم گون هات
نشونيتو بهم ميدي...؟تا پنهون از چشم همه
ورق ورق نامه بدم، بازم برات
هميشه مهربون من ،نامه رسيد به انتها
خيال کنم ،بازم مياي، مي بينمت...؟
با اون چشاي مهربون ،دوباره چشمک مي زني!!!
طپش طپش، با چشمکت، غزل بگم براي تو
با اتکا به عشق تو، توزندگي ،برم جلو
هر چي بگي ،نه نميگم ،جونم بخواي برات مي دم
هر چي ميخواي بهم بگو ،فقط بهم نگو ... برو...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آذر 1384ساعت 11:50 توسط مرتضی |
|
| درباره وبلاگ |
سلام من مرتضی هستم امیدوارم از خواندن مطالب این وبلاگ لذت ببرین وخوشتون بیاد درغیراین صورت احتمالآ بدسلیقه هستید. خوشحال میشم نظرهاتونم بدونم. اما:
گل بگو ، گل بشنو هرکسی می خواهد _ وارد خانه پرعشق صفایم گردد_ یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند. شرط واردگشتن شستشوی دلهاست شرط ان داشتن یک دل بیرنگ وریاست می نویسم : ای یار خانه مااینجاست تاکه سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست ؟ ؟ |
| پیوندهای روزانه |
|
دختری از کردستان آخی چه نازه TiTiSH شقایق خانم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
|
| پیوندها |
|
3 تا دختر بد(ضد پسر) غم و تنهایی.......... دختری از مشرق دیار دوستی(مریم خانوم) پشه لگد شده ماندانا خانوم پسر جهنمی درامد اینترنتی کلیک کن آخی چه نازه TiTiSH(مریم ) برای دلم(راضیه خانم) |
|
RSS
چت آنلاين - |