![]() |
![]() |
|
| خودم هم نمی دونم!!! |
|
سلام دوستان من اصلآ ضد دختر نیستم ولی بدلیل بعضی حرفا چند تا پست ضد دختر می زاریم مدلهای مختلف دختر: 1.مدل جنتلمن( از نوع woman): خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که 2.مدل نازنازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل 3.مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین 4.مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن 5.مدل مامانم اینا:این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که 6.مدل ضد پسر:این مدل یه جوراییه همیشه می خوان یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو 7.مدل خرخون:این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه 8.مدل روشنفکر:این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و ... 9.مدل سرگردون:خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین/شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که ...ودر نهایت من موندم که نسلی که این طور دخترا بخوان بشن مادرشون چی ازآب در میان؟! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 12:47 توسط مرتضی |
|
|
یک داستان واقعی از زبان یک دختر::
روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود. اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود. (سوال هوش هفته: اين دختره چه جوری اين همه چيز رو بعداً فهميد!؟!) خوب دختره دیگه کاریش نمیشه کرد البته کسی که این مطلبو برام فرستاده خودش یه دختراسمشم مینو نیست(آخه گفته معرفیش نکنم کی می دونه شاید این اتفاق برای خودش افتاده باشه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 10:55 توسط مرتضی |
|
|
خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم... مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم. دائم برای دیدن هم دیر می کنیم وقت قرارها همه تأخیر می کنیم اول برای عشق همه تند می دویم اما اواسطش همه گیر می کنیم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 1:19 توسط مرتضی |
|
|
بهشت از آن خوبان است «
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 23:26 توسط مرتضی |
|
|
پرده اول :ساعت 16:00،خيابون ببخشید خانوم پا میدی واسه معلول می خوام.عروس ننم میشی؟میتونم شماره بدم پاره کنی؟!!!میخوام سایه سرت شم.می خوام مرد خونت شم.طلبت شدم می خوام باهات دوست شم.شماره کفشتم بدی زنگ میزنم...راستی شماره عینک من میدونی چنده؟...ا...چرا جواب نمیدی؟ (نگاه عاقل اندر سفیه دختر)>>>>> پرده دوم :ساعت 16:30، ايستگاه اتوبوس می تونم یه ذره وقتتون رو بگیرم؟به خدا قصد خیر دارم – - خواهش میکنم مزاحم نشید من نامزد دارم - خوب من حاضرم با نامزد شما دوئل کنم.انتخاب اسلحه هم به عهده اون! (دختر به زور جولوی خنده اش را میگیرد) - ببین پسر خوب من جای مامان تو ام. - خوب من خیلی دوست دارم یه مامان خوب مثل شما داشته باشم تا شبا واسم قصه بگه,لالایی بگه - لطفاً مزاحم نشید پلیس صدا میکنم ها - خب بهتر همین جا عقدمون میکنن. - تو چقدر پر رویی بچه! - من شماره ام رو میدم شما اگر دوست داشتید زنگ بزنید. - باشه ولی قول نمی دم ها - عیبی نداره زنگ نزن پرده سوم :یه روز بعد از ظهر ,پارک - بیبین آقا مسعود تا حالا دوست پسر نداشتم چون خوشم نمیاد مثل این بچه مچه ها که تا صبح میشینن پای تلفن و تلفن بازی و از این صحبتا - خب من هم تا حالا دوست دختر نداشتم.....من هم از این بچه بازیا بدم میاد پرده چهارم: نصفه شب پای تلفن - ببین مسعود جون نگاه من به زندگی این جوریه که..... - اتفاقاً عزیز دلم نظر منم اینه که... پرده پنجم:یک شب گرم و تب آلود بوی علف,حس خسته یک ملافه پیچیده,عطر ممنوع یک رویا,صدای (...) و عشق و دیگر هیچ (...) در این قسمت باید کمی بی پرده سخن گفت! پرده ششم:روز ولنتاین,کافی شاپ - من دیگه خسته شدم.امروز یه روز عاشقانه اس ,سرشار از عشق و صفا ,ولی انگار تو منو ... دوست نداری! - چرا دوستت دارم ولی شرایطم طوری نیست که برات وقت بذارم.من دوستای دیگه ای هم دارم که باید بشون برسم - خوب منم همینطورم.منم وقت ندارم.ولی این دلیل نمیشه که از عشق صحبت نکنی - عشق مال بچه هاست.ما دیگه بزرگ شدیم باید واقع بینانه نگاه کنیم. - گفتم که ....دیگه منو دوست نداری.... - چرا عزیزم دوستت دارم.امشب زنگ بزن به بابابت بگو میری خونه دوستت شب هم بر نمیگردی... -باشه! پرده هفتم: فردای روز ولنتاین خونه پسره! - خفه شو بی غیرت!من عشق تو بودم.روز ولنتاین واست عروسک خر گریان خریدم - چه ربطی داره منم برات شکلات قلبی خریده بودم. - شکلات قلبی بخوره تو سرت!تو اصلاً معنی عشق رو نمی فهمی!حیف اون کارت پستالی که خریده بودم. -عشق همینه که دیدی.راستی اون روز روم نشد بت بگم کارت پستالت خیلی بی ریخته.حالا فکر کردی خیلی لعبتی با اون هیکل بی ریختت! دیگه نمی خوام ببینمت.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:28 توسط مرتضی |
|
|
پول نداره ، خونه نداره ، موبایل نداره ، قیافه نداره ، کامپیوتر داره ولی پول کارت اینترنت نداره ، همه جا پیاده میره آخه ماشین نداره ، جوک زیاد میگه ولی اصلا خنده نداره ، خیلی وراجی میکنه ولی منو که می بینه زبون نداره ، آهنگ زیاد میخونه ولی صدا نداره ، میگه منو دوست داره ولی دوسم نداره ، یه زمانی منو داشت ولی حالا منم نداره ، هنوز دوسش دارم ولی لیاقت نداره |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 14:22 توسط مرتضی |
|
| درباره وبلاگ |
سلام من مرتضی هستم امیدوارم از خواندن مطالب این وبلاگ لذت ببرین وخوشتون بیاد درغیراین صورت احتمالآ بدسلیقه هستید. خوشحال میشم نظرهاتونم بدونم. اما:
گل بگو ، گل بشنو هرکسی می خواهد _ وارد خانه پرعشق صفایم گردد_ یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند. شرط واردگشتن شستشوی دلهاست شرط ان داشتن یک دل بیرنگ وریاست می نویسم : ای یار خانه مااینجاست تاکه سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست ؟ ؟ |
| پیوندهای روزانه |
|
دختری از کردستان آخی چه نازه TiTiSH شقایق خانم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
|
| پیوندها |
|
3 تا دختر بد(ضد پسر) غم و تنهایی.......... دختری از مشرق دیار دوستی(مریم خانوم) پشه لگد شده ماندانا خانوم پسر جهنمی درامد اینترنتی کلیک کن آخی چه نازه TiTiSH(مریم ) برای دلم(راضیه خانم) |
|
RSS
چت آنلاين - |