تبليغاتX
چرا دختر؟ "

...بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف ، شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست بر آورده به مهتاب یادم آید تو به من گفتی: - « از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه ی عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش، فردا که دلت با دگران است!» با تو گفتم : -« حذر از عشق!؟ ندانم سفر از پیش تو!؟ هرگز نتوانم نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من، نه رمیدم، نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق، ندانم، نتوانم ..

خودم هم نمی دونم!!!

1_ با خانمتان دارید از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنید و ایشون از یه لباس 250 هزار تومنی خوشش می یاد…
الف- زود با هم به داخل مغازه می رین و تمام حقوق یه ماهتونو  دو دستی به صاحب مغازه تقدیم می کنین و تا آخر اون ماه باید غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و ... بخورید!
ب- تا خانوم می یاد اون لباسو نشونت بده، خودتو به کوچه علی چپ می زنی، انگار نه انگار که با تو بوده و یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش می کنی؛ و تا اون لباس از مد نیفتاده، به اون منطقه بر نمی گردی!

2-  با خانمت داری می ری رستوران. موقعی که به رستوران می رسین ...
الف- می رین جلو و دو دستی در رو براش باز می کنین؛ به طوری که اونایی که از اونجا رد می شن فکر می کنن احتمالا جنابعالی پادو تشریف دارین!
ب- بهش دستور می دین که هر چه زودتر در رو باز کنه !

3- خونتون مهمون دارین...
الف- زود پا می شین و - واسه خنده مهمونا هم که شده - مثل دست و پا چلفتی ها براشون چای می ریزین و می یارین.
ب- با قیافه کاملا ًجدی و مردانه (جنم دار)، اشاره می کنید که خانمتون هرچه زودتر برای شما و مهمونا چای بیاره.

4-  خانمتون رفته عروسی و شما با دوستاتون تو خونتون جمع شدین، که یه دفعه خانمتون مثل جن بسم الله وارد اتاق  می شه...!
الف- یهویی خودتونو گم می کنین و به دوستاتون می گین که اصلاً نخندن و حتی با هم صحبت نکنن و زود می رین پیش خانمتون و التماس می کنین که آبروتونو جلوی دوستات نبره!
ب- اصلاً انگار نه انگار که خانمتون اومده. با دوستاتون می گین و می خندین و خانمتون حتی جرئت نمی کنه بیاد سلام کنه!

5-  دارین تو ایوان سیگار می کشید که یهو خانمتون سر می رسه:
الف- خودتونو گم می کنین و نمی دونین چی کار کنین. شایدم سیگارو قورت بدین و اون وقت باید پول 100 جعبه سیگار رو بدین واسه دوا درمون!
ب- بر می گردین و با قیافه حق به جانب - که البته همیشه حق با ما آقایونه! – به خانمتون دستور می دین یه لیوان چای واستون بیاره.

6- قراره مادر زنتون با فامیلاش واسه ناهار بیان خونتون.
الف- اون روز رو مرخصی می گیرین و همش تو خونه می مونین و به همسرتون کمک می کنین ... .
ب- ساعت 2 اون روز که خانمتون زنگ زد: کجا موندی... ؟ بهش می گین که امروز سرتون شلوغه و رئیس گفته باید امشب تا ساعت 11 اضافه کار بمونی، وگرنه اخراجی!

7- ساعت 2.30 نصف شب، صدای بچه 4 ماهتون شما رو از خواب بیدار می کنه و پی می برید که آقا پسر گلتون دسته گل به آب داده!
الف- زود پا می شین و در حرکتی برق آسا بچه رو عوض می کنین؛ طوری که خانم محترمتون اصلاً نفهمه و خواب شیرینش قطع نشه .
ب- همراه با بچتون و به صورت هماهنگ با اون شروع به داد زدن می کنین و این کار رو اون قدر ادامه می دین تا همسرتون بیدار بشه و همه کارا رو انجام بده؛ چون هر چی باشه اونه که بچه رو به دنیا آورده و خودشم مسئول خرابکاریهاشه!!

توضیحات:
برای هر پاسخ الف 0 امتیاز و برای هر پاسخ درست (گزینه ب) 2 امتیاز در نظر بگیرید... .(نا مردی نکنیدا راستشو بگین)

اگر امتیاز شما از 10 به بالا بود:
آقا تبریک می گم. شما مردی نمونه اید. در عین حال، انسانی فهیم، منطقی، تابع نظم، با کمالات، شریف، خانواده دوستید! همسرتان به شما افتخار می کند!

اگر امتیاز شما بین 10- 4 بود:
شما مردی هستید که کمی به همسرتان رو می دهید. در عین حال، مرد چندان موفقی نیستید و تزلزل شخصیت دارید! دلیلش هم گوش کردن به حرف همسرتان است! باید به خود بیایید و شکوه و اقتدار یک مرد را به خاطر بیاورید... .

اگر امتیاز شما کمتر از 4 بود:
واويلا ! آخه به تو هم می گن مرد؟! آبروی هر چی مرده بردی!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 11:52  توسط مرتضی | 
سلام دوستان

من یه مدت امتحان داشتم نتواستم که آپ کنم مرسی که سر زدین

اینم میدونم تکراری ولی خوب از هیچی که بهتر

راه های دوست پسر آزاری :

<%EntryBody%>

اگه بهتون زنگ زد« در این مسئله فرض برمرتضی نام بودن دوست پسرتونه...پیدا کنید پرتقال فروش را!!!» بگین سلام حمید جون.بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟می تونین این سیرو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.وبسايت ما مسئولیتی در قبال این حادثه ندارد.


-------------------------------------------------
 بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم تماشا كنيد


-------------------------------------------------
 تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین وباهاش دعوا کنین با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی ،ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.


------------------------------------------------- 
آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.


-------------------------------------------------
 عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.


-------------------------------------------------
 موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و« احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی» بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.


-------------------------------------------------
 همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بو ادکلن چن صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.


-------------------------------------------------
وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت چهل الی چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 13:14  توسط مرتضی | 

1) کرم ریختن، که بیشتر توسط پسرها انجام می شود. عکس العمل: دختر ها جیغ وداد می کنند.

2) استفاده از کارت اینترنت ،که بازهم توسط پسر ها انجام می شود . عکس العمل:  به گریه دختر ها منجر می شود.

3) گذاشتن لباس درکمد، این کار توسط دختر ها انجام می شود عکس العمل: پسرها بابرد باری کمک می کنند. اما موقع دعوا همه لباس ها پرت می شود بیرون

4) خبر چینی، این کار خبیس هم توسط دختر ها انجام می شود عکس:العمل به کتک خوردن پسرها منجر می شود.

5) سر وصدا در هنگام خواب، این کار توسط پسر ها انجام می شود عکس العمل: فحش بد وحتی جاهای باریکتر

6) حرف زدن وسط فوتبال که توسط خواهر ها انجام می گیرد عکس العمل: دعوای خونین بین دو طرف   *نتیجه: اینکه واقعا در حق پسر ها ظلم شده ودختر ها هر کاری می خواهند انجام می دهند خوشا آنان که با دخترا هیچ سرو کاری ندارنـ

بازم بگین در حق دخترا ظلم شده!! نه دیگه بگین

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 16:59  توسط مرتضی | 
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند
زن مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي...


براي ازدواجش در هر سني اجازه لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني!

زن در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو...

او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد

او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني

او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر

و هر روز او متولد ميشود؛عاشق مي شود؛مادر مي شود؛پير مي شودو ميميرد

وقرن هاست كه او؛

عشق مي كارد و كينه درو مي كند

چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بر باد رفته اش را مي بيند


و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 15:41  توسط مرتضی | 
شباهت هاي دختر ها و پسر هاي ايروني

<%EntryBody%>1-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه.

2-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن

3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند.

4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند.

5- مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغير شخصيتشونه.

6-دو تا شون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه براي جنس مخالف غش و ضعف ميره.

7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نمي زنند!

8-دو تا شون تا سن 20 سالگي 3 بار عاشق ميشن و در عشق شکست مي خورند! از 20 به بعد هم تو رويا سير ميکنن و تو 40 سال که از رويا بيرون مي آيند ميبينن اطرافشون 5-6 تا بچه و بدبختي و بي پولي و ... هستش واسه همين اين دفعه ميرن تو کما و سکته ميزنند!!!

9-وقتي با يه پسر يا دختر ايروني قرار ميزاري بايد 2 ساعت ديرتر به محل قرار بري تا علف زير پات جوانه نزنه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 15:42  توسط مرتضی | 
نمی دونم چرا امروز حس فمینیستیم گرفته

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه وقت صرف اين يکی می فرماييد ؟
خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده ای ؟
او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکی نباشد.

بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينی باشند.
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند.
بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شد ناپديد شود.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.
گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند.
به اين ترتيب، اين می شود يک الگوي متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.
يک جفت برای وقتی که از بچه هايش می پرسد که چه کار می کنيد،
از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوي خدا را بگيرد.
اين همه کار براي يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد .
خداوند فرمود : نمی شود !!
چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم.
از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.

فرشته نزديک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خيلی نرم آفريدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اينکه اين نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايد.
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نيست، اشک است.
فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟
خداوند گفت : اشک وسيله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا اميدی، تنهايی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه ايد ای خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا" حيرت انگيزند.
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير می کنند.

همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.
وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گريه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.

در مقابل بی عدالتی می ايستند.
وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد، نه نمی پذيرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهی يک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قيد و شرط دوست می دارند.

وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گيرند، می¬خندند.
در مرگ يک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن يکی از اعضای خانواده اندوهگين می شوند،
با اينحال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستيد.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسيدن می تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند
زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند

خداوند گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد
فرشته پرسيد : چه عيبی ؟
خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند.

(خودمم کم اوردم البته خانمهای عزیز سواستفاده اکیدآ ممنوع)

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 9:49  توسط مرتضی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
درباره وبلاگ
سلام من مرتضی هستم امیدوارم از خواندن مطالب این وبلاگ لذت ببرین وخوشتون بیاد درغیراین صورت احتمالآ بدسلیقه هستید. خوشحال میشم نظرهاتونم بدونم. اما:
گل بگو ، گل بشنو
هرکسی می خواهد _ وارد خانه پرعشق صفایم گردد_ یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند.
شرط واردگشتن شستشوی دلهاست
شرط ان داشتن یک دل بیرنگ وریاست
می نویسم : ای یار
خانه مااینجاست
تاکه سهراب نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست ؟ ؟

پیوندهای روزانه
دختری از کردستان
آخی چه نازه TiTiSH
شقایق خانم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->
پیوندها
3 تا دختر بد(ضد پسر)
غم و تنهایی..........
دختری از مشرق دیار دوستی(مریم خانوم)
پشه لگد شده
ماندانا خانوم
پسر جهنمی
درامد اینترنتی کلیک کن
آخی چه نازه TiTiSH(مریم )
برای دلم(راضیه خانم)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

#FFFFFF

چت آنلاين

 

- - Gabbly Chat Transcript: asheghroyaye.blogfa.com http://feed.gabbly.com Syndication of chat conversations on Gabbly - p align="left"> Add me to yahoo

 
*********************************** *********************************